تبلیغات
مَن و... مَنـــ ـ ـ - مطالب طنز

کیش و مات

سه شنبه 8 اسفند 1396 09:50 ق.ظنویسنده : خندانک تنها

 

‏مامانش یادش داده بود اجازه بگیره.

معصومانه اومد پیشم و بی‌مقدمه گفت «ممنونم که اجازه میدی این مال من باشه و ببرمش خونه‌مون» و بدون اینکه منتظر پاسخ باشه رفت به مامانش گفت «اجازه گرفتم».

برچسب ها: داستانک ، زندگی کودکانه ، سیاست کوچولوها ،
آخرین ویرایش: - -

 

یه چیز دیگه!

دوشنبه 7 اسفند 1396 12:16 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
کودک دارو نمی خورد
یادمه دختر کوچولو، به سختی مریض شده بود و شدیدا برای خوردن داروهاش مقاومت می‌کرد. مامان و باباش هر بار کلی دردسر می کشیدن که بتونن یه قاشق دارو بهش بدن. بعضی وقتا که دخترک می‌دید دیگه زورش نمی‌رسه و مغلوب شده و چاره‌ای به جز خوردن نداره، با فکر کوچولوش یه حرکت می‌زد: «مامان مامان، باشه می‌خورم، فقط یه لحظه صبر کن.» مامانش یه کم صبر می‌کرد، دخترک آب دهانی قورت میداد و یهویی شروع به پرسش می‌کرد؛ سوالایی رو که احساس می‌کرد مامانش خوب نمی‌تونه جواب بده رو می‌پرسید... «مامااااان... خدا چه رنگیه؟» مامان هم که انگار نمی‌تونست بی‌خیال سوالا بشه، جوابی می‌داد، اما دخترک امان نمی‌داد، سوال بعدی رو می‌پرسید «چطور می‌تونم خدا رو ببینم؟» ... با همین ترفند دقیقه‌ای، زمان خوردن دارو رو به تاخیر می‌انداخت. :)))

برای ما ناظران، ماجرا خیلی جذاب و نمکی بود؛ از ترفند زیرکانه دخترک خنده‌مان می‌گرفت.

پ.ن1- این موضوع وقتی یادم اومد که یه کلیپ از رحیم پور ازغدی دیدم. اصل حرفش بیشتر این بود، بعضی حرفای نظریِ چالشی و پر از ابهام که مخصوصا رئیس‌جمهور در برخی صحبتاش می‌زنه و کلی بازخورد داره و سریع ترند میشه، مثل اون سوالای دخترکِ ما می‌مونه، انگار انحراف از وظیفه‌ای هست که باید انجام بده، انگار راه گم کنی هست. یادمه مامان دخترک بعد دو سه تا سوال دیگه هر چیزی می‌پرسید می‌گفت «نمی‌دونم مامان» و سریع قاشق رو توی حلق بچه می‌کرد. رحیم‌پور هم چنین روشی رو پیشنهاد داد. گفت هرچی رئیس‌جمهور یا هر مسئول دیگه‌ای گفت، هر تئوری که بسط داد، هر کنایه که پروند، سریع بگی «باشه، تو راست میگی» حالا خوب؛ وعده‌ها رو به کجا رسوندی؟ فساد رو چی کردی؟ برای رکود چه فکری داری؟ قراردادهای خارجی رو کی شفاف می‌کنی؟

پ.ن2- بگذریم. چکیده کلامم شاید این باشه که ببینم، گاهی با یه خنده و یه نگاه ساده به جای پیچیده کردن ماجرا و عصبی شدن، خیلی از درگیری‌های زندگی‌مون راحتتر حل میشه.

برچسب ها: روحانی ، داستانک ، رحیم پور ازغدی ، انحراف ، سیاست زدگی ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 7 اسفند 1396 12:40 ب.ظ

 

عشق کودکی

چهارشنبه 24 مهر 1392 05:24 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
هنوزم عاشق اینم که یه پنج‌شنبه شب برم حرم، دعای کمیل که شروع شد،... یواش یواش خوابم ببره... چقدر میچسبه این خواب...
امان از عشق کودکی، یعنی میشه بازم؟


آخرین ویرایش: پنجشنبه 15 بهمن 1394 02:39 ب.ظ

 

عشق اُس کار

پنجشنبه 11 مهر 1392 10:22 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
درد من این نیست که چرا فیلم گذشته به عنوان نمایندۀ کشور ایران به اسکار معرفی و رسانه‌ای شده. درد من اینه که با وجود اینکه هنوز جایزۀ اسکار «آرگو» قدیمی نشده، بعضی مردم، بعضی رسانه‌ها، بعضی مثلا روشن‌فکرها، و مهمتر اینکه مسئولین ما برای شرکت در این «خاک بر سری» (بخوانید گرد هم آیی یا هر کوفت دیگه)، «ذوق مرگ» شدن.
درد من این نیست که چرا پاسخ درست به این فیلم‌های ضد ایرانی نمیدن، الآن درد من اینه که حامی فیلم‌های ضدایرانی و ضداسلامی
رو به رسمیت میشناسن و حتی آرزوشو دارن که اونا ما رو به رسمیت بشناسن!
راستی اگه امسال به «گلاب»
جایزه بِدن چی میشه؟ لابد سعی می‌کنن، سال بعد یه فیلم ضد ایرانی خوب و توپ توی مملکت، با مجوز و هزینۀ دولتی درست کنن، تا که ایران بازم اسکار بگیره و ایران بین کشورها سرافراز بشه! خوبه دیگه؟!


آخرین ویرایش: شنبه 13 مهر 1392 10:37 ب.ظ

 

دکترین نخود سیاه!

سه شنبه 2 مهر 1392 10:55 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
قبلا به بچه می گفتن برو نخود سیاه بیار، طفلی میرفت همه جا رو میگشت، روش نمیشد برگرده، مگر این نخود سیاه رو بدست بیاره! الآن جرئت داری به یه بچه بگو برو نخود سیاه بیار، تا سیاه‌ات نکنه ول‌کن نیست... تمام اهالی خانه رو بسیج می کنه، که نخود سیاه بیارید برای من که بدم بهتون!!!!


آخرین ویرایش: سه شنبه 2 مهر 1392 11:00 ب.ظ

 

وقتی اسم کوفه رو میاری، مغرور نشو!

پنجشنبه 28 شهریور 1392 02:04 ق.ظنویسنده : خندانک تنها

 
گفتم ما اهل کوفه نیستیم...، نمی‌دونم چی شد. یه مکثی کردم، ما اهل کوفه نیستیم، ما اهل ایرانیم! طنزی به ذهنم رسید: کوفیان بعد از پنج سال که امیرالمومنین خلیفه‌شون بود، کشتند، ما ایرانیا فقط دو سه سال بعد از اینکه امام رضا(ع) –تازه- ولیعهد بود، کشتیمش! پس ما ایرانیها سبک خودمون رو داریم... راستی؟! چه تضمینی هست که ما تا آخرش وایسیم؟

آخرین ویرایش: پنجشنبه 28 شهریور 1392 02:06 ق.ظ

 

به بهانۀ عزل رئیس دانشگاه آزاد و دیگران

چهارشنبه 27 شهریور 1392 11:06 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
حرف رو قشنگ می شه زد. اصل عمله که قشنگ باشه.
خدا رو شکر این مدت از داس خبری نبود... ولی... حالا عزل رئیسی که 18 ماه بیشتر دوام نیاورد... بعد از رئیسی که 29 سال پادشاهی کرد... نمی تونه دلیلی بشه که یه کمی حرف طنز بزنیم... نمیشه؟؟؟


میگن کیهان اینجوری گفته...
علت عزل دانشجو؟
گفت: روزنامه‌های زنجیره‌ای و سایت‌های ضدانقلاب، ده‌ها مقاله و گزارش علیه ریاست کنونی دانشگاه آزاد نوشته و خواستار عزل وی شده‌اند!
گفتم: حتما به خاطر این که مسئولان جدید دانشگاه آزاد به اقوام و آشنایان خودشان در دانشگاه پست و مدرک داده‌اند؟!
گفت: این کارها را که مسئولان قبلی کرده بودند.
گفتم: پس شاید به این دلیل که اموال دانشگاه آزاد را حیف و میل کرده‌اند.
گفت: این کارها را هم که قبلی‌ها انجام داده و میلیاردها تومان از اموال دانشگاه را هپل هپو کرده بودند.
گفتم: خب! پس حتما مسئولان جدید اموال دانشگاه را صرف بازی‌های سیاسی کرده‌اند.
گفت: ای عوام! مگر یادت رفته که قبلی‌ها فقط در یک قلم 2 میلیارد تومان پول دانشگاه‌ را برای ایجاد آشوب‌های خیابانی هزینه کرده بودند؟
گفتم: یارو که با دوستانش در حال بازدید از یک نمایشگاه نقاشی بود، جلوی یک تابلو ایستاد و به مدیر نمایشگاه گفت؛ خجالت نمی‌کشید عکس این رانت‌خوارهای سوء استفاده‌چی‌رو اینجا گذاشتین؟ و مدیر نمایشگاه گفت؛ اون تابلو نیست، آئینه است!

آخرین ویرایش: چهارشنبه 27 شهریور 1392 11:24 ب.ظ

 

این پا به اون پا میگه .... .... (=برو گمشو)

یکشنبه 24 شهریور 1392 11:06 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
امروز که صدا و سیما توی اخبار پر بینندۀ شبکه 3 از نویسندۀ هری‌پاتر تعریف کرد و گفت «دمش گرم، عجب نویسندۀ کودکانی، یه فیلمنامه جدید هم داره می‌نویسه، ایول!» یاد برنامه‌های بی‌بینندۀ شبکه خبر و شبکه چهار افتادم که به چه سختی و مشقتی تلاش می کردن بد و بیراه‌ها و فحش هاشون رو به جناب هری‌پاتر و نویسنده و فیلمسازش بچسبونن.

بعضیا علاوه بر اینکه تکلیفشون با خودشون
مشخص نیست، با خودشون درگیری هم دارن... مث دو تا پا، که یکی به اون یکی میگه... ... .(واژه مناسب جایگزین = برو گمشو)


آخرین ویرایش: یکشنبه 24 شهریور 1392 11:18 ب.ظ

 

تعداد کل صفحات ( 2 ) 1 2
 



در این وب

  • قالب وبلاگ