تبلیغات
مَن و... مَنـــ ـ ـ - مطالب نوشتم

کدوم تکریم؟ کدوم تحریم؟

دوشنبه 14 مرداد 1392 02:38 ق.ظنویسنده : خندانک تنها

 
دو حرف متفاوت و جالب از دو طرز تفکر:
روحانی‬: اگر پاسخ مناسب می خواهید، نه با زبان ‏تحریم‬ که با زبان تکریم با ‏ایران‬ سخن بگویید.
احمدی نژاد: انقدر قطعنامه بدید که قطعنامه دونتون پاره شه!



ولی هر کاری که می کنم، با اولی اصلا حال نمی کنم.
اصلا هرچی بهش نگاه می کنم، نمیتونم باهاش ارتباط برقرار کنم.

این موضوع رو دقت کنین، شاید حس من بهتون منتقل بشه.
معادلات دیپلماسی اغلب بر اساس نفع و ضرره!  نه کمتر و نه بیشتر. هر چند معیار نفع و ضرر، بودن تفاوت داره. کلا روابط انسان ها همینه.
دقت کنین. یه سوال: واقعا از ته دلتون به خودتون بگید:
اگه کمک کردن، به هر نحو و به هر کس، بدون اجر و مزد(=سود مشخص) ، برای شما لذت نداشت، در اون دنیا ثواب نداشت، یا این کار روحیه تون رو بهبود نمیداد یا هر سود اینچنینی، نبود، کمک می کردید؟؟
من وقتی فکر می کنم، به این نتیجه میرسم که همۀ کارهای ما هم بر همین اصله. البته این رو هم در نظر باید گرفت، نوع معیاره که سود یا ضرر بودن را تعیین کند.
این موضوع حتی توی اعمال انسان، یعنی روابط انسان با خودش صادقه! مثلا همون کسی که قوۀ شهوت به اون غلبه کرده، اون رو در اون زمان بهتر (=غیر ضرر = سود) میدونه، ولی چند ساعت بعدش شاید بگه: ظلمت نفسی. این کارم با معیاری که حقه، بد بود. ضرر بود. پس به خودم ظلم کردم که اون کار رو انجام دادم. هر چند در زمان ظلم، این فکر رو اصلا باور نداشته!
اگه موضوع جا نیفتاده، با دقت دوباره متن بالا رو بخون.

اغلب معیار های دیپلمات های دنیا، نفع و ضرر دنیویه ...آخرت و حتی اخلاق هم نقشی ندارن...
مثلا، با ایران بودن برای چین روسیه سود داره، پس ظاهرا حمایت می کنن. واگرنه از روی علاقه، یا اخلاق یا حق و باطل... این رفتار ها ازشون سر نمی زنه! مطمئنم اونا حکومن طاغوت رو دارن دوش میکشن. پس فقط تا جایی که دنیاشون ضرر نکنه پای ایران هستن.

ولی حکومت جمهوری اسلامی، عقیده ای غیر از منافع صرف مادی رو معیار قرار داده. واضح ترین موضوع اینه که اگه ایران دست از سر  اسرائیل برداره، دنیا اش خیلی بهتر میشه. ولی معیار هایی داره که این اجازه رو به اون نمیده. یا به عبارت بهتر: سود معنوی تکذیب اسرائبل نسبت به ضرر مادی اون، در معیار انقلاب اسلامی خیلی بزرگتره. پس ایران هم به سودش فکر میکنه...

حالا تصور کنید در دنیایی که همه به سود مادی شون فکر می کنن حرف از تکریم بزنیم. آره. مثال خوبیه این: اگه غذایی دستته و یه گربه گرسنه نزدیکت باشه، تا وقتی که غذات تموم نشه و یا گرسنگی گربه برطرف نشه، آروم نمیشینه. چرا آروم بشه؟! آقا هم این نکته رو زیاد گفته که تمثیل بعضی ها مثل گرگ گرسنۀ سیری ناپذیره... تا آخرش مثل دومینو دنبالت میاد. آقا میگن که معادلات دنیا اینه.
پس تصور کن، گرگای گرسنۀ طاغوت، کِی حرف از تکریم میزنن؟ کِی میگن دمت گرم؟ کِی میگن آفرین به تو؟... وقتی که درحال سود دهی به اونا باشی یا اینکه خیالش راحت شده باشه، که دیگه چیزی برای دادن به اون نداری. کرامت خواستن از طاغوت حرف عجیبیه.

آخه چرا امریکا (با این سابقه) باید با تکریم جلو بیاد؟ چرا باید تحریم هاشو حذف کنه؟ وقتی ببینه ما مشتاق لبخند اوناییم. چرا باید به ما احترام کنه و حرف ما رو گوش کنه، وقتی ما رو تشنه به تکریم بدونه؟ چرا باید دل ما رو بدست بیاره، وقتی سود کمی براش داره؟ مگر اینکه ایران برای ارضای طمع و حرص پایان‌ناپذیرش چراغ روشن نشون بده! مگر اینکه ببینه حرفش رو گوش میکنیم. مگر ببینه به دیدۀ چشم‌پوشی و «ندیدم و نفهمیدم که این کار رو کرد» به اونها احترام کنیم.

برای همین میگم، نمی تونم با این حرف ارتباط برقرار کنم.




آخرین ویرایش: سه شنبه 22 مرداد 1392 08:49 ق.ظ

 

تکۀ گم شدۀ تفکر

یکشنبه 13 مرداد 1392 08:35 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
یه بار با یکی بحث می کردم، میگفت که زیارت عاشورا مال معصوم نیست. آخه لعن «آل» رو امامای ما انجام میدن... جوابی نداشتم. ولی حرفشم قبول نداشتم. امروز یه موضوعی به ذهنم رسید. تفکر به چند شکل هست، در اون زمان بحث این بود که
«کلام باید با عقل جور در بیاد»
امروز چیز دیگری هم به آن اضافه می کنم:
«عقل باید با کلامی که مطمئنا از معصوم است، جور دربیاید».
برو فکرت درست کن.


آخرین ویرایش: یکشنبه 13 مرداد 1392 10:22 ب.ظ

 

هی قمپز، هی ان قلت...(داستان سران کفر)

جمعه 11 مرداد 1392 08:10 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 


اخبار نوشته بود:
«بنیامین نتانیاهو» در واکنش به سخنان «حسن روحانی» رئیس جمهور منتخب گفت: روحانی زودتر از آنکه ما انتظار داشتیم چهره واقعی خود را نمایان ساخت.
بعدش هم توی قسمتی گفته بوده:
سخنان روحانی باید جهانی را که بعد از انتخابات ریاست جمهوری ایران در توهم به سر می‌برد هوشیار کند.
وی همچنین مدعی شد رئیس جمهور در ایران تغییر کرده است اما هدف نظام این کشور که دست یابی به سلاح اتمی برای تهدید خاور میانه و صلح جهانی است تغییر نکرده است.
حالا مگه روحانی چی گفته بوده:
"در سایه اشغال سرزمین مقدس فلسطین و قدس عزیز، در منطقه زخمی در بدن دنیای اسلام نشسته است.
روز قدس در واقع یادآور حق تاریخی مردم مسلمان فلسطین است که دنیای اسلام این حق تاریخی را فراموش نخواهد کرد و در برابر ظلم و تجاوز خواهد ایستاد. "

تا حالا کسی رو دیدی راست راست توی چشمت نگاه کنه و در مورد چیزی که مطمئنه هم تو و هم اون میدونید که دروغه بازم دروغ بگه! خیلی اعصاب خرد کنه. یا اینکه تصور کنید شما پولی به کسی قرض دادید، بیاد بهت بگه: یادته بهم پول دادی، دوباره بده. بگی نه! اونم شروع کنه توی همسایه های شما که همه شما رو آبرومند می دونن داد و هوار کنه که: آی مردم. پول منو گرفته. حالا که میخوام پسش بگیرم نمیده. آــــــی . پول یتیم خوردن نداره. آی .... فلان و بهمان... نتونی هم چیزی بگی. خیلی درد داره.

نمی تونم این رفتار ها رو توصیف کنم. ولی اگه بگم «صاحبان رذبلت» هرچند خیلی کمه ولی کلمۀ نزدیکی به عامل این اعماله.
آخه انگار بعضیا اینقدر پستن که ادبیات هم از توصیف اونا توی ادب گیر میکنه.

تشبیه به گرگ گرسنه، برای این بدبختا خیلی خوبه. هرچقدر کوتاه بیای پررو تر میشن. هرچند همه و خودشون میدونن فقط –به قول فیروز- قُمپُز اَن و دروغ محض. از واق واقشون ترس نشون بدی بیشتر صدا می کنن. ازشون بترسی، میگن، که آخ جون از این می ترسه! بسم الله برو روی تکرار همین.
جالبه! از رو هم نمیرن.
ولی ما هم از رو نمیریم.
بچـــــــــــــــــــــــــــرخ تا بچرخـــــــیم.


آخرین ویرایش: شنبه 19 مرداد 1392 09:43 ب.ظ

 

اخبار اعصاب خورد کن.

پنجشنبه 10 مرداد 1392 07:41 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 


چند تا مساله من رو خیلی این مدته اذیت کرده.
اینکه نسل وهابی توی ایران رشد میکنه سریع، نسل شیعه داره کم میشه، سریع.
اینکه هر روز خدا توی عراق 50 تا 50 تا داره شیعه کشته میشه.
اینکه توی سوریه چه جنایتایی میکنن.
اینکه بعضیا چه راحت بازی می خورن.
اینکه فلسطینیا چه رفتارای گربه مانندی توی این مدت در مورد ایران کردن. چه راحت نژاد پرستی شون غلبه می کنه.
خیلی چیزای دیگه.

این خبرا رو تازه خوندم:
[1]   [2]    [3]
نگاه کنید بد نیست!

ولی  باید چیزایی رو در نظر میگرفتم. ولی نمی گرفتم...



همونطور که رهبر سعه صدر داره و آرامش. هرچند که الابذکرالله تطمئن القلوب و هر چند ما توانایی نگه داشتن رو نداریم و خداست که تا الآن هم نگه داشته این نظام رو. و هرچند که ما فقط موظف به تکلیفیم نه حرص و اندوه به نتیجه. ما هم باید آرامش داشته باشیم.
هر چند باید اطلاع رسانی شود. ولی اطلاع رسانی ای که فقط تهییج بلده و هیجان و آتیش درست کنه، ولی جهت نداره چه فایده؟
اول جهت درست میکنن، بعد آتیش می کنن و نیرو میزنن و اندازه میدن به این بردار!
پس اشتباه می کنی اینجوری حرص میخوری. باید به جای این حرص فکر کنی که چی میشه کرد؟
پس اشتباهه که افرادی بی خبر و بی تمایل رو به این موارد آگاه کرد. خطر ناکه. آخه چه فایده ای داره این آگاهی که در یه حب و بغض بی عمل جمع میشه. شایدم تفرقه انگیز.

رهبر توی دلش به خاطر اینکه من و تو و اون خوشش بیاد که اینجوری حرف نمیزنه! اون هدفش رضای خداست.
الآن رضای خدا برای آزادی قدسه، پس هر چی بگن و هر چی کنن، ما حمابت می کنیم.
اخلاص سیاسی.
خدایا شکرت با این ولی امر.
حتی وقتی بچه دارو رو پس میزنه و سر مامان باباش جیغ و داد میکنه، باز اونا کارشون رو می کنن. نه به خاطر اینکه سی سال بعد بگه دستتون درد نکنه. آخه یه مرسی! یا متچکریم! سی سال صبر داره. موضوع فراتر از این صحبتاست. پدر بچه رو دوست داره، هر چند بچه توی اون لحظه شاید از باباش متنفره. ولی بابا بچه رو دوست داره. حالا اگه کسی حرف گوش کن خدایی باشه که همه رو دوست داره، و دوستدار کسی باشه که از بابای همه مردم به تک تک مردم مهربون تره، بایدم رفتارش جوری باشه که اونا راضی بشن.
برای همینه با این همه حرفای مفتی که سران فلسطینی زدن، باز رهبر انگار نه انگار. ما حمایت میکنیم! پس ما هم همین می کنیم. ولایت. همین. جلوتر نمیریم. انشالله


آخرین ویرایش: سه شنبه 22 مرداد 1392 08:48 ق.ظ

 

چرا آمنوا همش به عملوا صالحات چسبیده؟!

پنجشنبه 3 مرداد 1392 09:51 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 

زنـــــــــــدگی عمــــــــــل کردن است.
این شکر نیست که چای را شیرین می کند
بلکه این به همراه حرکت قاشق چای خوری باعث شیرینی می شود . . .


حاج آقا قرائتی:
هم ظرف باید تمیز باشه هم آبی که توش میریزید. فنجون تمیز باشه ولی چیزی توش نباشه به چه کاری میاد. فنجون تمیز باشه آب توش کثیف باشه... یا فنجون کثیف باشه و آب توی فنجون تمیز... هم ظاهر مهمه هم باطن. هم کیفیت مهمه هم کمیت. هم جهت بردار مهمه هم اندازه بردار. هم ایمان مهمه هم حرکت و عمل، البته صالح.

آخرین ویرایش: یکشنبه 13 مرداد 1392 07:41 ب.ظ

 

تغییرات حرم خدا.

چهارشنبه 2 مرداد 1392 08:53 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
یادمون نرفته که با ابلیسک جمرات که مسلمونا رمی اش می کردن چی کردین...
دورش دیوار کشیدین جیز نشه!
حتی (به گفته خودتون) نماد آلت شیطان هم خراب نکردین که بهش توهین بشه...

sss8o07ily4ugfbr3bp1.jpg

ادامه مطلب
آخرین ویرایش: چهارشنبه 16 مرداد 1392 12:24 ق.ظ

 

رئیس جمهور.. موفق باشی.

چهارشنبه 2 مرداد 1392 11:30 ق.ظنویسنده : خندانک تنها

 


روحانی

چند تا موضوع بگم

اول اینکه

حالا که شما آقای روحانی شعار دادی باید پاش وایسی. شعار نمی دادی حرفی نبود. یعنی چی که 100 روز فقط میخوای روشنگری کنید؟ یعنی شما قبل از اینکه نامزد بشی تحلیل کاملی از شرایط نداشتی و حالا توی 100 روز اول می خوای به جای «ـتحولی» که قول داده بودین «تحلیل» کنید؟

دوم اینکه

شاید این اخباری که در مورد کارشکنی های دولت احمدی نژاد - مثل بذل و بخشش های بی ملاحظه و دادن وام های کلان و ... - که می گن درست باشه، ولی بازم نکته اولم رو میگم. اینا بهانه است. اوضاعی که شما ترسیم کردید و قول تحولش رو دادید بدتر از این صحبتا بود. نبود؟! گفتید درستش می کنید، مردم زیاد تحمل بهونه ندارن.

سوم اینکه

اوضاع مملکت اونقدر ها هم سیاه نیست. اتفاقا ایران نسبت به 84 قدرتش چند ده برابر شده. اوضاع سیاسی اش که معلومه. اقتصادش هم مستقل تر شده. والا چکش کاری ها و مشت و مالش رو تقریبا کامل خورده، دیگه باید اوضاعش ثبات پیدا کرده باشه. اینو کلا زمان انتخابات نادیده گرفتید. ولی دیگه نادیده نگیرید! لطفا....

 چهارم هم اینکه

با انتخاب شما دلار ارزون شد. داره باز ارزون تر می شه. شنیدم که اصلاح طلب ها این کار رو ناقلایی دولت احمدی نژاد می دونن. کلی هم کوبوندن. همونایی که می گفتن نرخ دلار 2200 بیشتر نیست، الان میگن 3000 هم کمه. شاید حق دارن. کارتون رو سخت تر می کنه. کاری به کار اونا ندارم. ولی منم از این اوضاع ناراحتم. چون مطمئنا این جوری نمیمونه. اثر روانی این امر بده. می ترسم... سِیلی که با متچکریم ها آغاز شد به اینکه ازت انتظار نداشتم ختم بشه. سِیلی که با اُمید آغاز شد به اینکه جمهوری اسلامی سر و ته یه کرباس ان ختم بشه. سطح تحمل مردم توی دولت شما خیلی پایین تر از دولت قبلیه. می ترسم که آخرش بگید نذاشتن! و خودتون رو خلاص کنید و انگشتا رو به سمت حکومت بگیرید.... اینو هم بگم سطح توقع ولایت پذیری از دولت شما نسبت به سال 84 هم خیلی خیلی زیاد شده...

حرف آخر هم اینکه

وجدانا کارت سخته. نه اونجور که میگید به خاطر اوضاع سیاه مملکت. بلکه خیلی‌اش به خاطر توقع زیاد مردم.

خدا به همراهت

موفق باشی


آخرین ویرایش: سه شنبه 22 مرداد 1392 08:49 ق.ظ

 

چرا سن ازدواج رفته بالا!

دوشنبه 31 تیر 1392 12:54 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
ای بابا...
پدر سربازی هم بسوزه.
پسرا سربازی دارن پس درس می خونن (یکی به من بگه آخه اینقدر دکتر مهندس به چه کار میاد؟!)
دخترا شوهر ندارن پس درس می خونن.
پسرا کار ندارن، درس رو کنار میذارن میرن سربازی.
دخترا شوهر ندارن پس میرن سراغ کار... حسش بود بازم درس می خونن.
پسرا میرن کلی دنبال کار، کسی پول زیادی نمی ده. میدونه با همین پول هم کسایی هستن که بیان کار کنن.
پسر پول نداره. پس دختر شوهر نداره.
دختر یا درس می خونه یا کار میکنه.
پسر کمی پول در میاره.
دختر تحصیل داره پس شوهر نداره. (خودش بخواد مگه خانواده اش می ذارن؟)
پسر میره تحصیل می کنه.

حالا دیگه سر پیری و معرکه گیری... دی دی دی دی . عروسی...

حالا یه هف هش سال هم بمون تا زمان بچه آوردن بشه.
اختلاف سنی بین بچه و پدر مادر اووووووووووووه بالای 30 سال.
مرگ و میر هم که ماشالله میرسه حدود 40، 50...
جامعه و کلی یتیمِ بی تربیت. والا.



آیاااااااا....  این کار،،،، ....... کار خوبی است؟

آخرین ویرایش: پنجشنبه 10 مرداد 1392 08:14 ب.ظ

 

تعداد کل صفحات ( 7 ) ... 3 4 5 6 7
 



در این وب

  • قالب وبلاگ