تبلیغات
مَن و... مَنـــ ـ ـ - مطالب نوشتم

این پا به اون پا میگه .... .... (=برو گمشو)

یکشنبه 24 شهریور 1392 11:06 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
امروز که صدا و سیما توی اخبار پر بینندۀ شبکه 3 از نویسندۀ هری‌پاتر تعریف کرد و گفت «دمش گرم، عجب نویسندۀ کودکانی، یه فیلمنامه جدید هم داره می‌نویسه، ایول!» یاد برنامه‌های بی‌بینندۀ شبکه خبر و شبکه چهار افتادم که به چه سختی و مشقتی تلاش می کردن بد و بیراه‌ها و فحش هاشون رو به جناب هری‌پاتر و نویسنده و فیلمسازش بچسبونن.

بعضیا علاوه بر اینکه تکلیفشون با خودشون
مشخص نیست، با خودشون درگیری هم دارن... مث دو تا پا، که یکی به اون یکی میگه... ... .(واژه مناسب جایگزین = برو گمشو)


آخرین ویرایش: یکشنبه 24 شهریور 1392 11:18 ب.ظ

 

عصبانی بودم، نادیده بگیرید.

پنجشنبه 21 شهریور 1392 07:27 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
خیلی تحمل کردم هیچی نذارم... ولی این یکی رو دیگه... هوا هوس نمیذاره آب خوش از گلومون پایین بره.
دوست دارم از شما، ظریف جان (ببخشید، جناب آقای دکتر پرفوسور-|حداقل از ریش|-) بپرسم،
این «ایران» که گفته کی هست!؟ «ایران هیچوقت اون (=هولوکاست) رو تکذیب نکرده»!؟
دوست دارم بپرسم منظورت از «اونی»
که هولوکاست رو تکذیب می کرد رفته اینه که رفته یا اینه که امیدواری که بره! (اهل فن حرفم رو هم نفهمن خودم که می فهمم، بسه!)
جان من این یکی رو بهم بگو! به جز زمان امتحانا کلا ما توی اوقات فراغت بودیم. خوب اوقات فراغت
و فیس بوکش! امتحانا که شروع میشد، فیس بوک تعطیل میشد، هرچی تلاش میکردیم نمیشد بریم اونجا سر بزنیم... مگر به «طعم شیرین قناعت» که خدا روزی رسونه، و ما هم قانع به یه ده نا قابل!! شما چجوری هم اونجا، هم یه جا، یعنی دوجا، پلاسی و وزارت می کنی؟!... اگه می دونستیم ما هم وزیر می شدیم، شاید یه کم سرمون خلوت میشد. تازه پول فیلترشکن هم نمیدادیم.
این اعتدال که که رئیستون میگه و شما هم تکرار می کنید، همینه دیگه... «تا توانی دلی بدست آور، دل شکستن هنر نمی باشد»... خداییش بعضیا
چجور دلشون میاد دل جیگرهایی مث بوووووق و بو......ق و همچنین بو.............ق رو بشکنن. خوب بچگی هاش داستان شنیده که چند میلیون نفر رو کشتن، خوب حالا برای انتقام یه چند ده میلیون آدم رو بکشن، و یه کارایی بکنن و ... مهم نیست. اصل اینه دلشون رو نشکنیم. خوب آخه اونا هم دل دارن، نباید که دلشون  رو شکست.
حرف باز دارم... زیاد دارم... ولی انگار این حرفا دُز حرص‌ام رو کم کرد. آره. همین دو
سه خط و یه فوتوشاپ خالی ام کرد... نه فقط از تو، بقیه هم... فعلا بسه دیگه. حوصله ات رو هم ندارم. من اصلا شما نمیشناسم...



آخرین ویرایش: پنجشنبه 28 شهریور 1392 03:04 ق.ظ

 

نگو تا نگم، نکن تا نکنم!

دوشنبه 11 شهریور 1392 05:23 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
از این جور خبرا، که میگه «اگه بگی، منم میگم، اگه اذیت کنی، فساد رو رو میکنم، اگه این حرفم رو گوش نکنی، فلان سوء استفاده رو لو میدم...» زیاد شنیدم.
آخریش که شنیدم این بود: «اگر فشار ها بر علیه قالیباف کم نشه، ما فسادهای
هاشمی رو توی مترو تهران رو می کنیم.»
واقعا اینا چه موجوداتی هستند؟ جمهوری اسلامی یعنی این؟ اسلام یعنی این؟ مطمئنم جلوی مذهبش هم پر رنگ می نویسه: «شیعه»! اگه مسلمانی فساد ببینه، یعنی ظلم ببینه، یعنی خوردن بیت‌المال ببینه، یعنی دشمنی با نظام اسلامی ببینه، یعنی... نمی تونه شب
رو راحت بخوابه، حداقل مگر تا در حد توان‌اش تلاش برای رفع این موضوع نکنه، نمی تونه بخوابه...
حالا شماها توی روز روشن میگید که اولا می دونم چه غلطایی کردی،
دوما، سند دارم، سوما هنوز به کسی نگفتم، چهارما، پات رو از روی دم ما ور نداری، اینا رو میگم!
اگه سند نداری، که تهمته، غلط میکنی تهمت می زنی! اگه سند داری پس
چرا تا الآن چیزی نگفتی؟ چرا به دستگاه قضاوت ندادیش؟ آها! می‌خواستی ازش بقول خودمونی «آتو» داشته باشی؟ می خواستی به وقتش استفاده کنی؟ می‌خواستی باهاش معامله کنی؟ معامله کنی سر فساد؟
فقط اینو بدون این هم خود خود فساده! خدایا، چرا یکی اینا رو از جلوی چشم
ما بر نمی داره؟! خسته شدم به خدا از این حرفا.

آخرین ویرایش: - -

 

تصویری از یوم التغابن

چهارشنبه 6 شهریور 1392 06:42 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
همه در قیامت مغبون اند. اصلا اسم‌اش رو صاحب اون روز گذاشته: «روز تغابن»! مردم بدجورخود را باخته می دونن. بدجورررر.
می گفت اون زمان که قیمت
نماز شب رو حساب می کنن... خیلی از خوبا میزنن توی سر خودشون که عجب! چه چیزی را از دست دادیم؟!

پناه بر خدا، حتما امثال هم به خودشون با عصبانیت می‌گن:
مگه نگفته بود که ارزش این نماز رو
فقط و فقط خدا می دونه؟ مگه نگفته بود؟؟
حقتونه...
حالا بکشید
این در به دری و بیچارگی رو...
این مال باختگی
رو...
این
کلاهی رو که خودتون سر خودتون گذاشتید...
پناه بر خدا.


آخرین ویرایش: - -

 

بوی میدون می‌آد..

سه شنبه 5 شهریور 1392 10:04 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
نگرانم.
دیروز کلمه ای از اخبار شنیدم که انگار به گوشم نا آشنا بود: «اسرائیل» . تا یاد دارم مسئولین از واژه رژیم صهیونیستی استفاده می کردن تا بگن، اسرائیلی وجود خارجی ندارد...
نگرانم.
شنیدم کسانی مسئولیت کلان گرفتن که هنوز از آوردن اسم فتنه کراهت دارن. بعضیا انگار واژۀ «حماسه خاموش شده» رو به جای فتنه بیشتر می پسندند.
نگرانم.
شنیدم که یکی گفت ما با هرکی شیمیایی استفاده کرده مخالفیم... نظری به اینکه امریکا داره پررو بازی در میاره و بشار اسد را حمایت می کنیم نشنیدم... در حالی که روسیه سنگین پشت دولت سوریه وایساده... ایرانی ها انگار می خوان دل بعضیا رو هم توی روابط بین الملل بدست بیارن.
نگرانم.
رهبر گفت وضع منطقه وخیمه... امروز شنیدم پادشاه عربستان دوباره دم موت شده! بوی جنگ بلند شده، می ترسم اعتدال شاه در جنگ جهانی توی ایران تکرار بشه.
نگرانم.
رهبرم نکنه تنها بمونه...

نه! فکر بد نکن...اشتباه شنیدی...

انشالله که چشم یه دنیا به کلامته سیدعلی... انشالله که ما اهل کوفه نباشیم.


آخرین ویرایش: - -

 

ایمان به اندازه یک کافر

یکشنبه 3 شهریور 1392 12:43 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
یادم میاد یه روز که داشتم توی یاهو انسر (Y! Answer) می گشتم. یه ملحدی اینجوری پرسیده بود:
«چطور ممکنه خدای شما چنین اشتباهی بکنه،» و
اشاره کرده بود به آیه ای از قرآن کریم که می گفت ما همه موجودات را جفت آفریدیم. «بعد گفته بود مگه جانداران تک جنسی وجود ندارند» و نام برده بود...
گفتم خدایا ایمانی که این
کافر به قرآنت داره، از ما هم بیشتره... یه آیه دیده و اینقدر بهش اطمینان داره که صداش در میاد آخه چرا اینجوری گفته خدا، اگه خداست پس تک تک الفاظش درسته... ولی هر چی خدا گفته تقوی پیشه کنید، از راهی که فکرش هم نمی کنید، روزی تون رو می رسونم،،، باور نمی کنیم... گفته شکر کنید، خودتون و نعمتتون رو با هم بالا می برم... باور نمی کنیم... گفته یاد اوست که آرامش می دهد، باور نمی کنیم... خیلی گفته و خیلی شنیدیم و باورمون نشده!!!
خلاصه، یکی جوابشو
داده بود که هر جانداری از کروموزومه و کروموزوم از ژن ها و ژن ها هم همه زوج ان.  (البته اگه اشتباهی نگفته باشم)



آخرین ویرایش: یکشنبه 3 شهریور 1392 07:51 ب.ظ

 

گاهی ریا هم خوب است

شنبه 2 شهریور 1392 11:41 ق.ظنویسنده : خندانک تنها

 
عکس ماشین جدید رئیس جمهور رو گذاشته بود...
یکی گفته بود: «وقتی اونا تمیز باشن شیک باشن برا ما افتخاره...»، یکی هم: «ایشون بقال سر کوچه نیستن رئیس جمهور مملکت هستن از فوتبالیستای غیر حرفه ایمون که کمتر نیستن» یکی نوشته بود: «تجمل گرایی» یکی هم گفته بود: «یه پژو که بیشتر نیست!!!! نکتش چیه مثلا!!!!!»... «چشم حسوداش کور» ... «این خودرو دولتیه برادر» ... «لایق بیشتر ازان هاست مثل بعضی هانیست که ملت و سرکار بذاره وباپراید برد و بیاد ازش ممنونیم که ریاکاری بلد نیست» ...

برام مهم نیست خبر... برام افکار مهمه! اونایی
که فکر می‌کنن آبروی رئیس‌جمهور به ماشین هم ربط داره و باید حفظ بشه، دل منو کباب میکنن...
پیغمبر ما سوار الاغ میشد،
نکنه مرکبش مرکب تجمل بشه... دو ترکه هم میرفت، تا نکنه اون سواره باشه و کسی پیاده... یک کلام: نکنه توی اون دنیا کم بیاره... بالاتر از پیغمبر سراغ داری؟؟؟
میگن امام خمینی
نذاشت توی گرمای نجف کولر براش نصب کنن، چون میدونست خیلی از مردمش ندارن و نگران بود اون دنیا راحت ازش نگذرن... امام بی ارزش بود؟!!

خوبه این فکر شهید رجایی، اصلا ریا کردن شهید رجایی: « یا
20 میلیون بار بهشتی می شوم یا 20 میلیون بار در آتش می سوزم» ... به خدا ریا خیلی وقتا ثواب داره، نماز جماعت میگه... حج میگه...
ریا به اینکه من دغدغۀ
آخرت خودم رو حداقل به اندازۀ دنیام دارم چه اشکالی داره؟... ریا نکردن و تغافل و اشاره نکردن به اینکه من مسلمانم و کارهام باید با عقیده ام جور در بیاد چی..؟



آخرین ویرایش: شنبه 2 شهریور 1392 07:51 ب.ظ

 

بعضی چیزا داغ‌اش خوبه

یکشنبه 27 مرداد 1392 10:57 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
فراموشی از نعمتهای بزرگ پروردگار است. ولی ماجراهایی هست که هرچند فراموش نمیشوند ولی به راحتی سرد شدنی هستند، خیلی از داستان‌های پیامبران که در کودکی آنها را شنیده‌ام همچین ماجرایی داشتند. نمیدانم، شاید اگر لطف خدا نبود داستان جاری عاشورا سرد میشد...
فیلمهای دروغ و زیبا و فریبنده از عوامل مهم سردسازی وقایع مهم در این دوره هستند. فقط این رو در نظر بگیرید که با این فیلمها، معجزات
عجیب و غریب پیامبران چقدر توی ذهنتون برجسته موندن؟!؟

جنگ بدر واقعی بود. تخیل نبود. خیلی خیلی
واقعی. ماجرای شکست‌های عجیب اسرائیل هم شبیه آن است.
من
این لینک رو نگاه کردم. شاید بعضی مواردش راست نباشه. نمی‌دونم. ولی شاید کمی از آتیش بدر رو یادت بیاره.
یکیش رو اینجا نوشتم:
 با پایان یافتن تجاوز رژیم صهیونیستی که با شکست نیروهای زبده این رژیم همراه بود و بعد از سؤال و جواب از افسران میدانی، ۳۰۰ تن از سربازان اسرائیلی شرکت‌کننده در نبردهای بنت جبیل، الخیام، یعترون و مارون الرأس که از نیروهای یگان ایگور و گولانی بودند برای معالجه راهی مراکز درمانی اروپا شدند. این افراد مطالب عجیبی را به روزنامه‌ها گفته بودند و  فرماندهان آنها مورد سرزنش واقع شده بودند، چرا که گفته می شد آنها مسئول دیوانگی و جنون این سربازان شده‌اند. در زیر به گفته‌های عجیب و غریب این سربازان اشاره شده است:

دانی: ما می‌دیدیم اشباحی با ما می‌جنگند.
مجری: چگونه؟ می توانی توضیح بدهی؟
دانی: بارها به فرماندهان گفتم که این مسئله واقعیت دارد ولی آنها ما را به مصرف مواد مخدر و قرص‌های روانگردان محکوم کرده و برای صحت این موضوع، معاینه های پزشکی بسیاری بر روی ما انجام می‌دادند.
مجری: دانی تو می‌دانی که اشباح وجود خارجی ندارد، می‌توانی درباره توان استتار و خیزش رزمندگان حزب‌الله برایمان توضیح بدهی. سخن گفتن از این اشباح غیرمنطقی به نظر می‌رسد.
دانی:من مطمئنم که آنها شبح بودند، چرا که آنها در آسمان پرواز می‌کردند.
با این گفته دانی، مجری و برخی از حاضران می‌خندند و مجری رو به سرباز دیگری به نام راقی کرده و می گوید: تو در گزارشت گفتی که مبارزانی بدون سر دیده‌ای؟ چطور چنین چیزی ممکن است.
راقی : تنها من آنها را ندیده‌ام . تمام افراد یگان من این صحنه را رؤیت کرده‌اند.
مجری : با دیدن آنها چه کار کردید؟
راقی: فرار کردیم.
مجری: آیا این امور به خاطر ترس، اضطراب و پریشانی میدان نبرد نبوده است؟
راقی: باید به شما بگویم نه تنها من که تمامی سربازان دیدند که مبارزانی بدون سر به ما حمله می‌کنند.
دانی، راقی و دیگر افراد مجموعه آنها برای خارج ساختن تصاویر مهاجمان بی سر از اذهانشان راهی درمانگاه‌های فرانسه و سوئیس شدند.


آخرین ویرایش: چهارشنبه 23 مرداد 1392 11:00 ب.ظ

 

تعداد کل صفحات ( 7 ) 1 2 3 4 5 6 7
 



در این وب

  • قالب وبلاگ