تبلیغات
مَن و... مَنـــ ـ ـ - مطالب اخبار خودم‌ای!

آیا تیم مذاکره مخالف راهپیمایی 13آبان بود؟

پنجشنبه 7 آذر 1392 10:47 ق.ظنویسنده : خندانک تنها

 
یکی از استراتژی هایی که 5+1ای ها، و مخصوصا امریکایی ها به وضوح استفاده کردن، استراتژی «پلیس خوب – پلیس بد» بود. پلیس بد میگه پارکینگ ببریدش، 300 تومن هم جریمه، پلیس خوب میکشش یه گوشه، میگه 200 تومن بده من حلش می کنم... دولت امریکا شده بود پلیس خوبه، کنگره و فرانسه شده بودن پلیس بده!
برگردیم به مرگ بر امریکاهای پرسروصدای امسال ایرانی‌ها! خیلی‌ها می گفتن 13آبان راهپیمایی نشه! دولتی ها هم نرن! من خبری نشنیدم که رئیس جمهور یا نزدیکاش به این راهپیمایی رفتن،  (نمی دونم، شاید رفته باشن)، ولی همین حرفای زیادی داشت! که این راهپیمایی‌ها به ضرر مذاکراته!
اینا رو نوشتم که بگم این تفکر چقدر احمقانه و ساده‌انگارانه و بچگانه است! (و چه احمقایی اسم خودشون رو روشن فکر گذاشتم، )
به فرض هوشمند بودن تیم ایرانی (که قطعا اینگونه است) برای ما هم استفاده از استراتژی پلیس خوب و بد، سودمنده! امریکا به «اینجاش» رسیده بوده، دیده که منافعش توی همینه! پلیس خوب که شد روحانی و دار و دسته اش! پلیس بد هم شدن مردم و شاید رهبر که صفات امریکا رو به صراحت بیان کردند!
همین یه نکته مثبت برای مذاکرات ایران بوده!
پس به نظر من دولت نه تنها مخالف مرگ بر امریکا ها نبوده، بلکه (با فرض زیرکی) بسیار هم به این راهپیمایی ها علاقه مند بوده و از اونا استفاده کرده!
حالا با من هم عقیده اید که این روشن‌فکرا با آتیش سیگار فکرشون رو روشن می‌کنن؟؟؟؟



آخرین ویرایش: پنجشنبه 7 آذر 1392 10:51 ق.ظ

 

این آخر کجاست؟!

چهارشنبه 3 مهر 1392 02:06 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
تا دیروز همه میگفتن، آخ که ایران داره بچۀ خوبی میشه! وای روحانی ممکنه با اوباما دست بده! آخ که روحانی گفته من اختیار تام دارم! وای ممکنه چی بشه! آی نکنه چی چی بشه... چقـــــدددددددرررر خبر و شایعه!!!
همین که سخنرانی انجام شد... انگار فقط اسرائیل از همه ناراحت تر بود! ولی دیگه نکنه نکنه ها تموم شد، حالا وقت اینه که بگن «این هم هیچ غلطی نمی تونه بکنه» (امریکا رو نمیگم، ببخشید، رئیس جمهور رو میگم.)
وقت اینه که گفته بشه «دیدین میگفتیم مشکل رهبره؟! دیدین میگفتیم همشون مثل هم‌ان؟! دیدین میگفتیم نظام داره همۀ ما رو بازی میده؟!»
خوب بازم وقت مقاومته. اگه مقاومت رو کنار بذاری چی میمونه؟ چی میذارن بمونه؟ چرا الکی تو گوش عالم و آدم داد میزدن، میشه بدون موضع مقاومت کاری کرد! یا اینکه اعتدال یعنی حذف مقاومت! راحت شدیم دیگه! دیگه رفاه برگشت! تو فقط یه صد روز صبر کن! .... ! اینایی که میگم، بمب های خبری‌ای بود که توی گوش همۀ ما به صدا در اومد! متاسفانه ما هم توی این جار و جنجال کم سهم نبودیم. هرچی آقا میگفت آروووم. ما باز جو میدادیم. الآن اوضاع کمی فرق کرده! به آخرای صد روز نزدیک تر شدیم. مهمترین تمرکز خبری هم تموم شده، اقتصاد هم .... (ولش کن).. حالا وقت اونه که بمب انداز ها دنبال ثمره گرفتن از هزینه‌شون برن... هرچند اونا هیچ غلطی نمی تونن بکنن. انشاءالله
طلا و دلار که (حتی) قیمت کود گاوی هم (انگار!) به اون ربط داره، کلی زور زده بودن و پایین اومده بودن، در عرض چند ثانیه بازم تشریفشون رو بردن همون بالا!



پس نوشت:
1- من این متن رو به بهانۀ تغییر قیمت ارز گذاشتم نه بدلیل تغییر قیمت ارز.
2- میدونم که این افزایش رو به یه دلیل دیگه نسبت میدن، که مثلا یکی گفته قیمت دلار نباید کم بشه! من هم موقع نوشتن این متن این خبر رو نشنیده بودم، (البته چند ساعت بعدش شنیدم!) ولی باز میگم حرفم زیادی بی ربط نبود، البته شاید غلو باشه که همه موضوع رو به سخنرانی رئیس جمهور ربط بدیم.
هرچند فردا حرف مخالف اش رو زدن دلار تغییری نکرد. ولی دیدیم دلار پس فرداش بعد از اینکه ظریف و کری با لبخند کنار هم نشستن نزدیک به صد تومن کم شد. خوب نباید زیاد هم ساده بگذریم.



آخرین ویرایش: پنجشنبه 11 مهر 1392 08:40 ب.ظ

 

دکترین نخود سیاه!

سه شنبه 2 مهر 1392 10:55 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
قبلا به بچه می گفتن برو نخود سیاه بیار، طفلی میرفت همه جا رو میگشت، روش نمیشد برگرده، مگر این نخود سیاه رو بدست بیاره! الآن جرئت داری به یه بچه بگو برو نخود سیاه بیار، تا سیاه‌ات نکنه ول‌کن نیست... تمام اهالی خانه رو بسیج می کنه، که نخود سیاه بیارید برای من که بدم بهتون!!!!


آخرین ویرایش: سه شنبه 2 مهر 1392 11:00 ب.ظ

 

نشه که دوباره فحش به آخوندا نقل مجالس بشه.

شنبه 30 شهریور 1392 09:05 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
اونایی که شنیدن یه نفر با کلید اومده و ذوق مرگ شدن، اینم در نظر گفتن که هیچ کس مثل کسی که کلید داره نمی‌تونه درها رو سه قفله کنه و بره؟
اونایی که شنیدن یه حقوقدان اومده و خدا رو شکر کردن، اینم در نظر گرفتن
که هیچ کس مثل یه حقوق‌دان ماهر نمی تونه مثل آب خوردن قانون رو دور بزنه؟
اونایی که دیدن یه روحانی اومده و صلوات فرستادن،
اینم در نظر گرفتن که هیچ کس مثل یه روحانی نمی تونه آبروی روحانیت و اسلام رو ببره؟
نمی گم خدای نکرده رئیس جمهور
محترم اینجوریه، باور کنید منظورم این نیست. میگم این یه واقعیته: تواناترین فرد بین مردمه که می تونه خطرناک ترین و بدترین افراد باشه!
شاید اینا گله از کسانیه که می دیدم قبل انتخابات
فقط یک چیز می دیدن: ظاهر!
حالا می خوام بپرسم
حالا خوشحالی که یه سیاست مدار اومده نه یه تاریخ دان؟! کسی که تقریبا گفت حقانیت هولوکاست مهم نیست، استفاده از اون به عنوان ابزار برای پیشبرد سیاستام مهمه! یعنی سیاستی که هدف وسیله رو توجیه میکنه!
دیدم کسی که رفت را چقدر بد
می‌دونستن... اگه شما هم ازش متنفر بودین؛ بدونین شما به خاطر نفی هولوکاست از اون متنفر نبودید، به خاطر پیشرفتای علمی ازش متنفر نبودید، به خاطر دعا کردن برای ظهور، توی سیاسی ترین نقطه جهان ازش متنفر نبودین، به خاطر محبوب بودن بین مردم دنیا و کشور های بی کلاس ازش متنفر نبودین، به خاطر حمایت شدید از مقاومت و حزب الله ازش متنفر نبودید، به خاطر زیاد دیده شدنش توی اخبارامون ازش متنفر نبودید... هر جا که متنفر بودین، همه فهمیدن و دیدن خطاش پا کج گذاشتن بوده! دیدن که اشتباه کرده، به اشتباه اصرار کرده و نتیجه‌اش تنفر آمیز بود.
غلط های اونی که هولوکاست رو رد می کرد و رفت، نتونست آبروی
اسلام رو ببره، نتونست آبروی روحانیت رو ببره، نتونست آبروی قانون رو ببره. هر جا که از اونا تخطی کرد، آبروی خودشو برد.
از هرکی که این متن رو می خونه می خوام به این موضوع حواسش باشه: توی ذهنتون
داشته باشید که اگه دکتر روحانی اشتباهی بکنه، اگه حرفایی که زده رو عمل نکنه، اگه حرفاش و نتایج کاراش 180 درجه با هم فرق داشته باشن، مطمئنا به خاطر این بوده که تخطی کرده از اسلام، تخطی کرده از روحانیت، تخطی کرده از قانون.
تو رو خدا نذارین روحانیت و اسلام و قانون مث دوره هایی که یه
روحانی رئیس جمهور بود بشه!
نذارید بازم فحش به آخوندا نقل زبونا بشه!
نذارید بازم برگردیم خونه چند سال قبلمون!


آخرین ویرایش: شنبه 30 شهریور 1392 09:09 ب.ظ

 

این پا به اون پا میگه .... .... (=برو گمشو)

یکشنبه 24 شهریور 1392 11:06 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
امروز که صدا و سیما توی اخبار پر بینندۀ شبکه 3 از نویسندۀ هری‌پاتر تعریف کرد و گفت «دمش گرم، عجب نویسندۀ کودکانی، یه فیلمنامه جدید هم داره می‌نویسه، ایول!» یاد برنامه‌های بی‌بینندۀ شبکه خبر و شبکه چهار افتادم که به چه سختی و مشقتی تلاش می کردن بد و بیراه‌ها و فحش هاشون رو به جناب هری‌پاتر و نویسنده و فیلمسازش بچسبونن.

بعضیا علاوه بر اینکه تکلیفشون با خودشون
مشخص نیست، با خودشون درگیری هم دارن... مث دو تا پا، که یکی به اون یکی میگه... ... .(واژه مناسب جایگزین = برو گمشو)


آخرین ویرایش: یکشنبه 24 شهریور 1392 11:18 ب.ظ

 

عصبانی بودم، نادیده بگیرید.

پنجشنبه 21 شهریور 1392 07:27 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
خیلی تحمل کردم هیچی نذارم... ولی این یکی رو دیگه... هوا هوس نمیذاره آب خوش از گلومون پایین بره.
دوست دارم از شما، ظریف جان (ببخشید، جناب آقای دکتر پرفوسور-|حداقل از ریش|-) بپرسم،
این «ایران» که گفته کی هست!؟ «ایران هیچوقت اون (=هولوکاست) رو تکذیب نکرده»!؟
دوست دارم بپرسم منظورت از «اونی»
که هولوکاست رو تکذیب می کرد رفته اینه که رفته یا اینه که امیدواری که بره! (اهل فن حرفم رو هم نفهمن خودم که می فهمم، بسه!)
جان من این یکی رو بهم بگو! به جز زمان امتحانا کلا ما توی اوقات فراغت بودیم. خوب اوقات فراغت
و فیس بوکش! امتحانا که شروع میشد، فیس بوک تعطیل میشد، هرچی تلاش میکردیم نمیشد بریم اونجا سر بزنیم... مگر به «طعم شیرین قناعت» که خدا روزی رسونه، و ما هم قانع به یه ده نا قابل!! شما چجوری هم اونجا، هم یه جا، یعنی دوجا، پلاسی و وزارت می کنی؟!... اگه می دونستیم ما هم وزیر می شدیم، شاید یه کم سرمون خلوت میشد. تازه پول فیلترشکن هم نمیدادیم.
این اعتدال که که رئیستون میگه و شما هم تکرار می کنید، همینه دیگه... «تا توانی دلی بدست آور، دل شکستن هنر نمی باشد»... خداییش بعضیا
چجور دلشون میاد دل جیگرهایی مث بوووووق و بو......ق و همچنین بو.............ق رو بشکنن. خوب بچگی هاش داستان شنیده که چند میلیون نفر رو کشتن، خوب حالا برای انتقام یه چند ده میلیون آدم رو بکشن، و یه کارایی بکنن و ... مهم نیست. اصل اینه دلشون رو نشکنیم. خوب آخه اونا هم دل دارن، نباید که دلشون  رو شکست.
حرف باز دارم... زیاد دارم... ولی انگار این حرفا دُز حرص‌ام رو کم کرد. آره. همین دو
سه خط و یه فوتوشاپ خالی ام کرد... نه فقط از تو، بقیه هم... فعلا بسه دیگه. حوصله ات رو هم ندارم. من اصلا شما نمیشناسم...



آخرین ویرایش: پنجشنبه 28 شهریور 1392 03:04 ق.ظ

 

نگو تا نگم، نکن تا نکنم!

دوشنبه 11 شهریور 1392 05:23 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
از این جور خبرا، که میگه «اگه بگی، منم میگم، اگه اذیت کنی، فساد رو رو میکنم، اگه این حرفم رو گوش نکنی، فلان سوء استفاده رو لو میدم...» زیاد شنیدم.
آخریش که شنیدم این بود: «اگر فشار ها بر علیه قالیباف کم نشه، ما فسادهای
هاشمی رو توی مترو تهران رو می کنیم.»
واقعا اینا چه موجوداتی هستند؟ جمهوری اسلامی یعنی این؟ اسلام یعنی این؟ مطمئنم جلوی مذهبش هم پر رنگ می نویسه: «شیعه»! اگه مسلمانی فساد ببینه، یعنی ظلم ببینه، یعنی خوردن بیت‌المال ببینه، یعنی دشمنی با نظام اسلامی ببینه، یعنی... نمی تونه شب
رو راحت بخوابه، حداقل مگر تا در حد توان‌اش تلاش برای رفع این موضوع نکنه، نمی تونه بخوابه...
حالا شماها توی روز روشن میگید که اولا می دونم چه غلطایی کردی،
دوما، سند دارم، سوما هنوز به کسی نگفتم، چهارما، پات رو از روی دم ما ور نداری، اینا رو میگم!
اگه سند نداری، که تهمته، غلط میکنی تهمت می زنی! اگه سند داری پس
چرا تا الآن چیزی نگفتی؟ چرا به دستگاه قضاوت ندادیش؟ آها! می‌خواستی ازش بقول خودمونی «آتو» داشته باشی؟ می خواستی به وقتش استفاده کنی؟ می‌خواستی باهاش معامله کنی؟ معامله کنی سر فساد؟
فقط اینو بدون این هم خود خود فساده! خدایا، چرا یکی اینا رو از جلوی چشم
ما بر نمی داره؟! خسته شدم به خدا از این حرفا.

آخرین ویرایش: - -

 

جنگ عقاید حتی در اسامی

پنجشنبه 24 مرداد 1392 10:20 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
امروز اخبار خبر جالبی گفت:
پرطرفدارترین نام در انگلیس هری و بعد محمد... اخبار در مورد اسم شریف
پیامبر صحبت و بحث کرد، ولی توجهی به اسم اول نداشت. هری، من رو یاد هری پاتر میندازه. جادوگری بزرگ، قهرمان بچه و نوجوانای دیروز و امروز که اول داستان و فیلمهاش (مثل بعضی فیلم‌های بچگی خودم) ننوشته که «این داستان غیرواقعی است»! هری پاتر من رو یاد مردم جادوزدۀ مصر میندازه. که هر معجزه‌ای موسی (ع) می‌آورد تو دلشون می گفتن: «عجب پدرسوخته‌ایه، آخر جادوگریه ولی اصلا به روی خودش نمیآره و حرف مفت میزنه، دلیلشم زیاده،، اینقدر بش گفتیم خدات رو نشون بده، تابلو بازی درآورد، معلومه جادوگره» . منو یاد کابالا میندازه. منو یاد بزرگ‌ترین عقیدۀ متقابل اسلام می‌ندازه.

منو یاد این میندازه که اسامی پرطرفدار
یک کشور هم، جنگ امروز رو یادآوری میکنه.
جنگ امروز
جهان، برپایۀ عقیده است.


آخرین ویرایش: - -

 

تعداد کل صفحات ( 3 ) 1 2 3
 



در این وب

  • قالب وبلاگ