تبلیغات
مَن و... مَنـــ ـ ـ - مطالب خندانک تنها

گاهی ریا هم خوب است

شنبه 2 شهریور 1392 11:41 ق.ظنویسنده : خندانک تنها

 
عکس ماشین جدید رئیس جمهور رو گذاشته بود...
یکی گفته بود: «وقتی اونا تمیز باشن شیک باشن برا ما افتخاره...»، یکی هم: «ایشون بقال سر کوچه نیستن رئیس جمهور مملکت هستن از فوتبالیستای غیر حرفه ایمون که کمتر نیستن» یکی نوشته بود: «تجمل گرایی» یکی هم گفته بود: «یه پژو که بیشتر نیست!!!! نکتش چیه مثلا!!!!!»... «چشم حسوداش کور» ... «این خودرو دولتیه برادر» ... «لایق بیشتر ازان هاست مثل بعضی هانیست که ملت و سرکار بذاره وباپراید برد و بیاد ازش ممنونیم که ریاکاری بلد نیست» ...

برام مهم نیست خبر... برام افکار مهمه! اونایی
که فکر می‌کنن آبروی رئیس‌جمهور به ماشین هم ربط داره و باید حفظ بشه، دل منو کباب میکنن...
پیغمبر ما سوار الاغ میشد،
نکنه مرکبش مرکب تجمل بشه... دو ترکه هم میرفت، تا نکنه اون سواره باشه و کسی پیاده... یک کلام: نکنه توی اون دنیا کم بیاره... بالاتر از پیغمبر سراغ داری؟؟؟
میگن امام خمینی
نذاشت توی گرمای نجف کولر براش نصب کنن، چون میدونست خیلی از مردمش ندارن و نگران بود اون دنیا راحت ازش نگذرن... امام بی ارزش بود؟!!

خوبه این فکر شهید رجایی، اصلا ریا کردن شهید رجایی: « یا
20 میلیون بار بهشتی می شوم یا 20 میلیون بار در آتش می سوزم» ... به خدا ریا خیلی وقتا ثواب داره، نماز جماعت میگه... حج میگه...
ریا به اینکه من دغدغۀ
آخرت خودم رو حداقل به اندازۀ دنیام دارم چه اشکالی داره؟... ریا نکردن و تغافل و اشاره نکردن به اینکه من مسلمانم و کارهام باید با عقیده ام جور در بیاد چی..؟



آخرین ویرایش: شنبه 2 شهریور 1392 07:51 ب.ظ

 

مسیر را اشتباه نرویم

شنبه 2 شهریور 1392 11:21 ق.ظنویسنده : خندانک تنها

 
 سخنای زیبای حاج آقا پناهیان... می گفت خوارج راه رو اشتباه رفتند، اینقدر محو و مست هدف بودند که مسیر را اشتباه رفتند. همینطور یاران امام حسن (ع)...
امام به چه زبانی بگوید... آن چه شما در  هدفتان هست
، راهش اینست... اشتباه می روید و نمی فهمید... اگر میخواهید گشایش برایتان باشد باید در شعب ابی طالب سه سال تحت فشار سنگین باشید و آه هم نگویید...
می گفت اگه
می خوای دنیا بهت رو کنه، راهش اینه که به دنیا بی توجه بشی ،،، راهشه! رسم دنیا اینه.
اگه می خوای غنی بشی انفاق کن... آقا!
پول ‌رو کم میکنه،،، نه زیاد میکنه، امام گفته که راهش اینه. پس این راهشه. می خوای پولدار بشی ولی راهشو نمی فهمی.
چشم چرونی میکنی... اگه هدفت لذته
باید به اینا باید نه بگی. از حرام دوری کنی. راه لذت اینه. امام گفته.

 هدف رو می دونی. مست اون میشی. هیچ دندونی هم روی جیگر نمذاری. اشتباه میری. معلومه به هدف نمیرسی.

آخرین ویرایش: - -

 

بعضی چیزا داغ‌اش خوبه

یکشنبه 27 مرداد 1392 10:57 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
فراموشی از نعمتهای بزرگ پروردگار است. ولی ماجراهایی هست که هرچند فراموش نمیشوند ولی به راحتی سرد شدنی هستند، خیلی از داستان‌های پیامبران که در کودکی آنها را شنیده‌ام همچین ماجرایی داشتند. نمیدانم، شاید اگر لطف خدا نبود داستان جاری عاشورا سرد میشد...
فیلمهای دروغ و زیبا و فریبنده از عوامل مهم سردسازی وقایع مهم در این دوره هستند. فقط این رو در نظر بگیرید که با این فیلمها، معجزات
عجیب و غریب پیامبران چقدر توی ذهنتون برجسته موندن؟!؟

جنگ بدر واقعی بود. تخیل نبود. خیلی خیلی
واقعی. ماجرای شکست‌های عجیب اسرائیل هم شبیه آن است.
من
این لینک رو نگاه کردم. شاید بعضی مواردش راست نباشه. نمی‌دونم. ولی شاید کمی از آتیش بدر رو یادت بیاره.
یکیش رو اینجا نوشتم:
 با پایان یافتن تجاوز رژیم صهیونیستی که با شکست نیروهای زبده این رژیم همراه بود و بعد از سؤال و جواب از افسران میدانی، ۳۰۰ تن از سربازان اسرائیلی شرکت‌کننده در نبردهای بنت جبیل، الخیام، یعترون و مارون الرأس که از نیروهای یگان ایگور و گولانی بودند برای معالجه راهی مراکز درمانی اروپا شدند. این افراد مطالب عجیبی را به روزنامه‌ها گفته بودند و  فرماندهان آنها مورد سرزنش واقع شده بودند، چرا که گفته می شد آنها مسئول دیوانگی و جنون این سربازان شده‌اند. در زیر به گفته‌های عجیب و غریب این سربازان اشاره شده است:

دانی: ما می‌دیدیم اشباحی با ما می‌جنگند.
مجری: چگونه؟ می توانی توضیح بدهی؟
دانی: بارها به فرماندهان گفتم که این مسئله واقعیت دارد ولی آنها ما را به مصرف مواد مخدر و قرص‌های روانگردان محکوم کرده و برای صحت این موضوع، معاینه های پزشکی بسیاری بر روی ما انجام می‌دادند.
مجری: دانی تو می‌دانی که اشباح وجود خارجی ندارد، می‌توانی درباره توان استتار و خیزش رزمندگان حزب‌الله برایمان توضیح بدهی. سخن گفتن از این اشباح غیرمنطقی به نظر می‌رسد.
دانی:من مطمئنم که آنها شبح بودند، چرا که آنها در آسمان پرواز می‌کردند.
با این گفته دانی، مجری و برخی از حاضران می‌خندند و مجری رو به سرباز دیگری به نام راقی کرده و می گوید: تو در گزارشت گفتی که مبارزانی بدون سر دیده‌ای؟ چطور چنین چیزی ممکن است.
راقی : تنها من آنها را ندیده‌ام . تمام افراد یگان من این صحنه را رؤیت کرده‌اند.
مجری : با دیدن آنها چه کار کردید؟
راقی: فرار کردیم.
مجری: آیا این امور به خاطر ترس، اضطراب و پریشانی میدان نبرد نبوده است؟
راقی: باید به شما بگویم نه تنها من که تمامی سربازان دیدند که مبارزانی بدون سر به ما حمله می‌کنند.
دانی، راقی و دیگر افراد مجموعه آنها برای خارج ساختن تصاویر مهاجمان بی سر از اذهانشان راهی درمانگاه‌های فرانسه و سوئیس شدند.


آخرین ویرایش: چهارشنبه 23 مرداد 1392 11:00 ب.ظ

 

فراتر از قانون

شنبه 26 مرداد 1392 10:43 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
امروز روز خونین مصر بود. بود و گذشت.
بالاتر از قانون کیست؟ این
سوالیه که تازگیا جواب دادنش برام راحت‌تر شده. ملموس تر شده.

اختیاراتی که انتخابات ایران،
یا هر کجای جهان به نماینده میده مطلق نیست، مشروط است. یعنی اینکه درسته که رای دادیم، ولی این دلیل نمیشه که حتما 4 سال هر کاری خواستی بکنی. به شرط و شروطش. مطلق نیست. خدا گفته تو حتی به خودت هم اختیار مطلق نداری. نمی تونی خودکشی کنی، نه اینکه نتونی، یعنی اینکه این حق رو نداری، اگه خودکشی کنی پدرت رو در می آرن.

میشه گفت
مشروط به قانونه، ولی همیشه قانون توانایی قانع کردن، و یا حتی پاسخ دادن را ندارد.
قدرت بالاتر از قانون همه جا وجود داره، درسته که برای جلوگیری از فساد باید چند قدرت باشه، مث ارتش و سپاه، ولی فکر کن، دو قدرت با هم درگیر بشن، کی حرف آخر رو میزنه، اگه دو نفرشون
حق حرف آخر گفتن رو داشته باشن، که مشکلات سنگین رو فقط جنگ خاتمه میده. چیزی که احتمالش توی مصر زیاد بود. جنگ  نتیجه ایه که هیچ کس از وجودش توی کشورش سود نمی‌بره. مگر دلالانی رذل!

در ایران،
رهبر عزیز، یا بهتر بگم، حرف فقهای شیعه این قدرت مطلق و بالاتر از قانون رو داره.(چرا که اختیار رهبری هم مشروط به فقه شیعه است) توی امریکا، احتمالا یه مجموعۀ پولدار و ترجیحا صهیونیست این قدرت رو دارن. توی مصر هم دیدیم. ارتش. ارتش رئیس جمهور رو کنار گذاشت. شاید اگه  یه انتخابات دیگه برگزار میشد کار به اینجا نمیکشید. هرچند چون هر حزبی برای خودش مدعی بود، و خدایی و اخلاقی بر دل اونها حکم نکرد، و مهم تر از همه هیچ کی از «من» گفتن پایین نیومد. اوضاع آروم نشد. انتخابات هم ناشدنی بود. هر چند از ارتش مبارک این کارا بعید بود!

کاری به مصر ندارم. کار به خودمون دارم. اینجا خیلی راحتتر میشه
اهمیت فراقانون بودن رهبر رو درک کرد. موضوعی که همیشه به عنوان یه نقد ازش یاد میشد و میشه... رهبری که کلامش از اسلام و اخلاقیه که توی دل تک تک مردم وجود داره سرشاره. البته رهبری که خدا ما و ایشان رو پناه خودش حفظ کنه.


آخرین ویرایش: - -

 

جنگ عقاید حتی در اسامی

پنجشنبه 24 مرداد 1392 10:20 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
امروز اخبار خبر جالبی گفت:
پرطرفدارترین نام در انگلیس هری و بعد محمد... اخبار در مورد اسم شریف
پیامبر صحبت و بحث کرد، ولی توجهی به اسم اول نداشت. هری، من رو یاد هری پاتر میندازه. جادوگری بزرگ، قهرمان بچه و نوجوانای دیروز و امروز که اول داستان و فیلمهاش (مثل بعضی فیلم‌های بچگی خودم) ننوشته که «این داستان غیرواقعی است»! هری پاتر من رو یاد مردم جادوزدۀ مصر میندازه. که هر معجزه‌ای موسی (ع) می‌آورد تو دلشون می گفتن: «عجب پدرسوخته‌ایه، آخر جادوگریه ولی اصلا به روی خودش نمیآره و حرف مفت میزنه، دلیلشم زیاده،، اینقدر بش گفتیم خدات رو نشون بده، تابلو بازی درآورد، معلومه جادوگره» . منو یاد کابالا میندازه. منو یاد بزرگ‌ترین عقیدۀ متقابل اسلام می‌ندازه.

منو یاد این میندازه که اسامی پرطرفدار
یک کشور هم، جنگ امروز رو یادآوری میکنه.
جنگ امروز
جهان، برپایۀ عقیده است.


آخرین ویرایش: - -

 

نبوغ ایرانی

چهارشنبه 23 مرداد 1392 11:16 ق.ظنویسنده : خندانک تنها

 
 اصلا شاید واقعا این ابتکار ملی، جهانیان رو شگفت‌زدۀ نبوغ ایرانی کنه، شاید هم نه. آخه خارجی‌ها بی ذوق ان، این چیزا که حالیشون نمیشه!
وجدان خوبه.

درسته باید از تولید ملی حمایت کرد، ولی این دلیل نمیشه که تولیدکننده ملی با خیال راحت به هر شعوری که خواست توهین کنه، منظورم عکس پایین نیست ها. از مدل های مختلف پیکان گرفته تا خودروهای ملی و از همه مهمتر، رقیب دائمی و بلامنازع جمعیت: جناب پراید عزیز!

رهبر به تولید ملی تاکید داره، ولی اصلا دلیل نمیشه
که مقدسش بکنیم و از خدابی‌خبرها تا میتونن از این تقدس پول به جیب بزنن. به خدا این پولا خوردنـــ نه اینکه خوردن نداشته باشه، نه، خوردنش مزه نداره!

این وانت 405 حتما چیز خوبیه. آخه مگه من مریضم، چیزی که هنوز
وارد بازار نشده رو نقد کنم، مریض هستم، ولی نه اینقدر... وقتی این عکس رو دیدم، گفتم سر صحبت رو باز کنم.


آخرین ویرایش: چهارشنبه 23 مرداد 1392 04:05 ب.ظ

 

اصلا فکر کن نشنیدم!

سه شنبه 22 مرداد 1392 08:47 ق.ظنویسنده : خندانک تنها

 
الآن که اخبار می خوندم، موضوع !!! شنیدم.
حکیمی، نماینده
مجلس، مخالف کلیات. جلسه علنی مجلس، روز اول بررسی وزرا:
«آقای روحانی! در جلسه‌ای
که شما هم حضور داشتید، یکی از اصحاب فتنه خطاب به شما گفت که وقتی شما دبیر شورای امنیت ملی بودید و کروبی رئیس مجلس و خاتمی رئیس‌جمهور، شما نتوانستید کاری کنید. الان برای چه آمدید؟ مشکل رهبر انقلاب است. شما در پاسخ به این سخنان هیچ عکس العملی نشان ندادید و سکوت کردید. ولی یکی از فرزندان شهدا اعتراض و جلسه را ترک کرد.»

خداییش معنی اعتدال میانه‌روی
در حق و باطله یا میانه‌روی در افراط و تفریط؟؟ یعنی شما می‌خواین دل همه رو به یه اندازه دست بیارید یا اینکه دل هرچی کج‌روئه رو بی خیال بشین و دل خدا رو به دست بیارین؟

من فعلا
از این حرف و عکس‌العمل تو آمپاسم... ولش کن. من که نشنیدم، شما هم نشنیده بگیرید.


آخرین ویرایش: سه شنبه 22 مرداد 1392 09:20 ق.ظ

 

کدام نیمه لیوان؟

یکشنبه 20 مرداد 1392 02:36 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
میگن زمانی که وضعیت یوسف آرام شد، پدرش در خلوتی بهش گفت که خوب بگو پسرم، چی بهت گذشت؟! یوسف گفت پدر، نگو که برادرات با من چه کردند، بگو خداوند با من چه کرد، بگو خداوند چه لطف ها کرد.
هر چند که منعی برای یوسف وجود نداشته، ولی گفتن را روا نمی دونسته. حالا هر چقدر توی این کتابای روان‌شناسی بگن، نیمۀ پر لیوان رو ببینید، ولی واقعا سخت شدنیه... میگفت برادرای
یوسف ازش خواستن، که برای ما سفره جداگانه بینداز، وقتی تو را می بینیم، خجالت می کشیم، یوسف گفت، نه شما به من لطف کردید، وقتی آمدید، مردم فهمیدند من از چه خاندانی هستم.
چرا یوسف (ع) اینقدر راحت نیمۀ پر
لیوان رو می بینه؟ من که به جایی به جز «باور» یوسف نرسیدم...


آخرین ویرایش: یکشنبه 20 مرداد 1392 05:10 ب.ظ

 

تعداد کل صفحات ( 12 ) ... 4 5 6 7 8 9 10 ...
 



در این وب

  • قالب وبلاگ