تبلیغات
مَن و... مَنـــ ـ ـ - مطالب مهر 1392

عشق کودکی

چهارشنبه 24 مهر 1392 05:24 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
هنوزم عاشق اینم که یه پنج‌شنبه شب برم حرم، دعای کمیل که شروع شد،... یواش یواش خوابم ببره... چقدر میچسبه این خواب...
امان از عشق کودکی، یعنی میشه بازم؟


آخرین ویرایش: پنجشنبه 15 بهمن 1394 02:39 ب.ظ

 

از خودم... مهربانتر

جمعه 19 مهر 1392 10:52 ق.ظنویسنده : خندانک تنها

 
تا مادرم رو میبینم ناز میکنم. «حالت خوبه؟» یه نگاه خواهشانه. «برات کمپوت سیب درست کردم بخور. این شربت عسل رو سر بکش.  نمیخواد دست به هیچی بزنی.» تا مادرم رو میبینم یاد غم هام می افتم، تا مادرم رو میبینم، بدنم شل میشه. انگار نه انگار که تا چند لحظه پیش می خواستی به روی هیچ کس، حتی خودت، نیاری که چقدر مریضی. «وای  رنگت چرا پریده.  فشارت رو بگیر ببینم.» آخه از کجا فهمیدی. اگه همه هفت میلیارد جمعیت رو بذارم جلوم، اگه چیزی نگم نمی فهمن.
غصه ام میشه. یاد مریضیام
توی خوابگاه میفتم. هیچ کس نمی گفت، منی چندی! هیچ کس. مگر میخواستم... غصه ام میشه. خیلی. اگه مامان نباشه، آخ چه دردی داره. مادر بالا سر انسان خوبه. خیلی خیلی. رحمت به معنای کامل واژه است. مهربون تر از خودمه. «مامان چیزیم نیست، نه بابا.» «بیا حالا این خاکشیر رو بخور.» مهربان تر از خودمون هم عالمی داره. حالا اینکه  باید حرفشو گوش کنی، بی قید شرط، یعنی  یه جور ولایت پذیری،،،، حالا اون مولا کیه که جا داره بهش بگی همین پدر و مادر به فدات....


برچسب ها: مهربان تر از من ، آرامش در زندگی ، مادر مهربان ، مادر ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 15 بهمن 1394 02:41 ب.ظ

 

آزادی... چقدر مظلوم!

شنبه 13 مهر 1392 07:15 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
در ینگۀ دنیا، جایی که همه فکر می‌کردیم آزادی هست، جایی که هنوز هم خیلی‌ها اصرار می‌کنند که آزادی آنجاست، همان جا، آزادی را توی زندان بردند. با محدود کردن آزادی آبرویش را بردند. با تغییر تعریفش، به‌ او ظلم کردند...
آره...
تعریف آزادی این شد که هر کاری خواستی بکن، به جز کارایی که نمی‌تونی انجام بدی!
توی این تعریف، می‌تونستی از راه حرام پول در بیاری، ولی هر قدر که بتونی؛ پس قوی‌تر‌ها
پول بیشتری دارند.
توی این تعریف، می‌تونستی از هر کی انتقاد کنی، نه برای اینکه چیزی بشه، فقط برای اینکه دلت خنک بشه. چون منظور نقد هم آزاده که نادیده‌ات بگیره، تو و همۀ افراد مثل تو رو.
توی این تعریف، می‌تونستی جلوی مجلس ملی تحصن کنی، هیچ کس هم چیزی بهت نگه، چون اونا هم آزادن که هیچ پاسخی به تو ندن.
توی این تعریف، می‌تونی هر چیزی خواستی بخوری، ولی موسسات خیلی خیلی بزرگ هم آزادن که بازار رو قبضۀ خودشون کنن و فقط چیزایی که خودشون میخوان رو بهت بفروشن.
توی این تعریف، تو آزادی تقاضای خوراکی حلال کنی، ولی شرکت‌ها هم آزادن بهت دروغ بگن.
توی این تعریف، آزادی که شکایت کنی، ولی پولدارها هم آزادن گرونترین وکیل‌ها و سنگین‌ترین رشوه‌ها رو از آن خودشون کنن...

توی این تعریف همه جا جنگله، توی این تعریف هرکی به اندازۀ قدرتش محترمه، توی این تعریف هرکی که نخوره، خورده میشه، توی این تعریف هیچ چیز جای خودش نیست...
حالا چرا این تعریف این همه خاطر خواه پیدا کرده، چون...
چون توی این تعریف، می تونی هر گناهی رو انجام بدی، هیچ کس هم بهت چیزی نمیگه.
چون توی این تعریف، هر حرام و مکروهی برای تو آزاده...
چون توی این تعریف، شیطان هم آزاده که جولان بده..

پ ن: چرا یک زن باید برای حجاب داشتن‌اش اینطوری بجنگه؟ شاید این حجاب جلوی آزادی پست فطرتان رو میگیره... پست فطرتان قوی‌تر... جنگله دیگه!

آخرین ویرایش: شنبه 13 مهر 1392 07:46 ب.ظ

 

عشق اُس کار

پنجشنبه 11 مهر 1392 10:22 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
درد من این نیست که چرا فیلم گذشته به عنوان نمایندۀ کشور ایران به اسکار معرفی و رسانه‌ای شده. درد من اینه که با وجود اینکه هنوز جایزۀ اسکار «آرگو» قدیمی نشده، بعضی مردم، بعضی رسانه‌ها، بعضی مثلا روشن‌فکرها، و مهمتر اینکه مسئولین ما برای شرکت در این «خاک بر سری» (بخوانید گرد هم آیی یا هر کوفت دیگه)، «ذوق مرگ» شدن.
درد من این نیست که چرا پاسخ درست به این فیلم‌های ضد ایرانی نمیدن، الآن درد من اینه که حامی فیلم‌های ضدایرانی و ضداسلامی
رو به رسمیت میشناسن و حتی آرزوشو دارن که اونا ما رو به رسمیت بشناسن!
راستی اگه امسال به «گلاب»
جایزه بِدن چی میشه؟ لابد سعی می‌کنن، سال بعد یه فیلم ضد ایرانی خوب و توپ توی مملکت، با مجوز و هزینۀ دولتی درست کنن، تا که ایران بازم اسکار بگیره و ایران بین کشورها سرافراز بشه! خوبه دیگه؟!


آخرین ویرایش: شنبه 13 مهر 1392 10:37 ب.ظ

 

اخبار مذهبی

پنجشنبه 11 مهر 1392 07:28 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
می گفت توی جامعۀ دینی خیلی مسخره است بگی: «اخبار مذهبی»، این مال سکولار هاست، اخبار سیاسی دارن و فرهنگی دارن و ورزشی دارن و اقتصادی دارن و شاید مذهبی داشته باشن.
توی جامعه اسلامی همه چیز مذهبیه!
اخبار ورزشی، اخبار مذهبه، اخبار سیاسیش، اخبار مذهبه، اخبار اقتصادیش، اخبار مذهبه! کجای کاریم ما؟


آخرین ویرایش: پنجشنبه 11 مهر 1392 07:29 ب.ظ

 

این آخر کجاست؟!

چهارشنبه 3 مهر 1392 02:06 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
تا دیروز همه میگفتن، آخ که ایران داره بچۀ خوبی میشه! وای روحانی ممکنه با اوباما دست بده! آخ که روحانی گفته من اختیار تام دارم! وای ممکنه چی بشه! آی نکنه چی چی بشه... چقـــــدددددددرررر خبر و شایعه!!!
همین که سخنرانی انجام شد... انگار فقط اسرائیل از همه ناراحت تر بود! ولی دیگه نکنه نکنه ها تموم شد، حالا وقت اینه که بگن «این هم هیچ غلطی نمی تونه بکنه» (امریکا رو نمیگم، ببخشید، رئیس جمهور رو میگم.)
وقت اینه که گفته بشه «دیدین میگفتیم مشکل رهبره؟! دیدین میگفتیم همشون مثل هم‌ان؟! دیدین میگفتیم نظام داره همۀ ما رو بازی میده؟!»
خوب بازم وقت مقاومته. اگه مقاومت رو کنار بذاری چی میمونه؟ چی میذارن بمونه؟ چرا الکی تو گوش عالم و آدم داد میزدن، میشه بدون موضع مقاومت کاری کرد! یا اینکه اعتدال یعنی حذف مقاومت! راحت شدیم دیگه! دیگه رفاه برگشت! تو فقط یه صد روز صبر کن! .... ! اینایی که میگم، بمب های خبری‌ای بود که توی گوش همۀ ما به صدا در اومد! متاسفانه ما هم توی این جار و جنجال کم سهم نبودیم. هرچی آقا میگفت آروووم. ما باز جو میدادیم. الآن اوضاع کمی فرق کرده! به آخرای صد روز نزدیک تر شدیم. مهمترین تمرکز خبری هم تموم شده، اقتصاد هم .... (ولش کن).. حالا وقت اونه که بمب انداز ها دنبال ثمره گرفتن از هزینه‌شون برن... هرچند اونا هیچ غلطی نمی تونن بکنن. انشاءالله
طلا و دلار که (حتی) قیمت کود گاوی هم (انگار!) به اون ربط داره، کلی زور زده بودن و پایین اومده بودن، در عرض چند ثانیه بازم تشریفشون رو بردن همون بالا!



پس نوشت:
1- من این متن رو به بهانۀ تغییر قیمت ارز گذاشتم نه بدلیل تغییر قیمت ارز.
2- میدونم که این افزایش رو به یه دلیل دیگه نسبت میدن، که مثلا یکی گفته قیمت دلار نباید کم بشه! من هم موقع نوشتن این متن این خبر رو نشنیده بودم، (البته چند ساعت بعدش شنیدم!) ولی باز میگم حرفم زیادی بی ربط نبود، البته شاید غلو باشه که همه موضوع رو به سخنرانی رئیس جمهور ربط بدیم.
هرچند فردا حرف مخالف اش رو زدن دلار تغییری نکرد. ولی دیدیم دلار پس فرداش بعد از اینکه ظریف و کری با لبخند کنار هم نشستن نزدیک به صد تومن کم شد. خوب نباید زیاد هم ساده بگذریم.



آخرین ویرایش: پنجشنبه 11 مهر 1392 08:40 ب.ظ

 

دکترین نخود سیاه!

سه شنبه 2 مهر 1392 10:55 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
قبلا به بچه می گفتن برو نخود سیاه بیار، طفلی میرفت همه جا رو میگشت، روش نمیشد برگرده، مگر این نخود سیاه رو بدست بیاره! الآن جرئت داری به یه بچه بگو برو نخود سیاه بیار، تا سیاه‌ات نکنه ول‌کن نیست... تمام اهالی خانه رو بسیج می کنه، که نخود سیاه بیارید برای من که بدم بهتون!!!!


آخرین ویرایش: سه شنبه 2 مهر 1392 11:00 ب.ظ

 

 



در این وب

  • قالب وبلاگ