تبلیغات
مَن و... مَنـــ ـ ـ - مطالب شهریور 1392

معراج مومن

یکشنبه 31 شهریور 1392 12:04 ق.ظنویسنده : خندانک تنها

 


آیت الله قرهی:
بین واجبات کدام واجبی اهمیتش بیشتر از این است که انسان، انسان بشود؟! می دانید چرا صلاه معراج مومن است؟ برای این که صلاه، آن صلاتی که واجب است، بریدن از خود و اتصال به حضرت حق است. آن نماز واجب هم موقعی به ثمر می رسد که بشر اهم واجبات را ترک نکند و به واجب فرعی برسد.

آخرین ویرایش: یکشنبه 31 شهریور 1392 12:06 ق.ظ

 

جاسوس هم نمیشه بشیم!

شنبه 30 شهریور 1392 10:14 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
راست میگفت. می گفت بد راحت خودشو می تونه مثل خوبا جا بزنه... نماز جماعت بخونه، کارای خوب بکنه، آخرش هم همون بدی که بود بمونه، ولی یه خوب نمی تونه بین بدا دووم بیاره، خودش رو بد، مثل اونا جا بزنه. به فرض هم چند بار بدی های اونا رو قربت الی الله انجام داد!... دیگه خودش هم بد میشه... خودش هم واقعا از اونا میشه.
آره،،، جای بازی ما توی زمین
دشمن نیست! اشتباه می‌کردم. ولی این دلیل نمیشه دشمنم توی زمین ما بازی نکنه!

آخرین ویرایش: شنبه 30 شهریور 1392 11:51 ب.ظ

 

نشه که دوباره فحش به آخوندا نقل مجالس بشه.

شنبه 30 شهریور 1392 09:05 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
اونایی که شنیدن یه نفر با کلید اومده و ذوق مرگ شدن، اینم در نظر گفتن که هیچ کس مثل کسی که کلید داره نمی‌تونه درها رو سه قفله کنه و بره؟
اونایی که شنیدن یه حقوقدان اومده و خدا رو شکر کردن، اینم در نظر گرفتن
که هیچ کس مثل یه حقوق‌دان ماهر نمی تونه مثل آب خوردن قانون رو دور بزنه؟
اونایی که دیدن یه روحانی اومده و صلوات فرستادن،
اینم در نظر گرفتن که هیچ کس مثل یه روحانی نمی تونه آبروی روحانیت و اسلام رو ببره؟
نمی گم خدای نکرده رئیس جمهور
محترم اینجوریه، باور کنید منظورم این نیست. میگم این یه واقعیته: تواناترین فرد بین مردمه که می تونه خطرناک ترین و بدترین افراد باشه!
شاید اینا گله از کسانیه که می دیدم قبل انتخابات
فقط یک چیز می دیدن: ظاهر!
حالا می خوام بپرسم
حالا خوشحالی که یه سیاست مدار اومده نه یه تاریخ دان؟! کسی که تقریبا گفت حقانیت هولوکاست مهم نیست، استفاده از اون به عنوان ابزار برای پیشبرد سیاستام مهمه! یعنی سیاستی که هدف وسیله رو توجیه میکنه!
دیدم کسی که رفت را چقدر بد
می‌دونستن... اگه شما هم ازش متنفر بودین؛ بدونین شما به خاطر نفی هولوکاست از اون متنفر نبودید، به خاطر پیشرفتای علمی ازش متنفر نبودید، به خاطر دعا کردن برای ظهور، توی سیاسی ترین نقطه جهان ازش متنفر نبودین، به خاطر محبوب بودن بین مردم دنیا و کشور های بی کلاس ازش متنفر نبودین، به خاطر حمایت شدید از مقاومت و حزب الله ازش متنفر نبودید، به خاطر زیاد دیده شدنش توی اخبارامون ازش متنفر نبودید... هر جا که متنفر بودین، همه فهمیدن و دیدن خطاش پا کج گذاشتن بوده! دیدن که اشتباه کرده، به اشتباه اصرار کرده و نتیجه‌اش تنفر آمیز بود.
غلط های اونی که هولوکاست رو رد می کرد و رفت، نتونست آبروی
اسلام رو ببره، نتونست آبروی روحانیت رو ببره، نتونست آبروی قانون رو ببره. هر جا که از اونا تخطی کرد، آبروی خودشو برد.
از هرکی که این متن رو می خونه می خوام به این موضوع حواسش باشه: توی ذهنتون
داشته باشید که اگه دکتر روحانی اشتباهی بکنه، اگه حرفایی که زده رو عمل نکنه، اگه حرفاش و نتایج کاراش 180 درجه با هم فرق داشته باشن، مطمئنا به خاطر این بوده که تخطی کرده از اسلام، تخطی کرده از روحانیت، تخطی کرده از قانون.
تو رو خدا نذارین روحانیت و اسلام و قانون مث دوره هایی که یه
روحانی رئیس جمهور بود بشه!
نذارید بازم فحش به آخوندا نقل زبونا بشه!
نذارید بازم برگردیم خونه چند سال قبلمون!


آخرین ویرایش: شنبه 30 شهریور 1392 09:09 ب.ظ

 

وقتی اسم کوفه رو میاری، مغرور نشو!

پنجشنبه 28 شهریور 1392 02:04 ق.ظنویسنده : خندانک تنها

 
گفتم ما اهل کوفه نیستیم...، نمی‌دونم چی شد. یه مکثی کردم، ما اهل کوفه نیستیم، ما اهل ایرانیم! طنزی به ذهنم رسید: کوفیان بعد از پنج سال که امیرالمومنین خلیفه‌شون بود، کشتند، ما ایرانیا فقط دو سه سال بعد از اینکه امام رضا(ع) –تازه- ولیعهد بود، کشتیمش! پس ما ایرانیها سبک خودمون رو داریم... راستی؟! چه تضمینی هست که ما تا آخرش وایسیم؟

آخرین ویرایش: پنجشنبه 28 شهریور 1392 02:06 ق.ظ

 

به بهانۀ عزل رئیس دانشگاه آزاد و دیگران

چهارشنبه 27 شهریور 1392 11:06 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
حرف رو قشنگ می شه زد. اصل عمله که قشنگ باشه.
خدا رو شکر این مدت از داس خبری نبود... ولی... حالا عزل رئیسی که 18 ماه بیشتر دوام نیاورد... بعد از رئیسی که 29 سال پادشاهی کرد... نمی تونه دلیلی بشه که یه کمی حرف طنز بزنیم... نمیشه؟؟؟


میگن کیهان اینجوری گفته...
علت عزل دانشجو؟
گفت: روزنامه‌های زنجیره‌ای و سایت‌های ضدانقلاب، ده‌ها مقاله و گزارش علیه ریاست کنونی دانشگاه آزاد نوشته و خواستار عزل وی شده‌اند!
گفتم: حتما به خاطر این که مسئولان جدید دانشگاه آزاد به اقوام و آشنایان خودشان در دانشگاه پست و مدرک داده‌اند؟!
گفت: این کارها را که مسئولان قبلی کرده بودند.
گفتم: پس شاید به این دلیل که اموال دانشگاه آزاد را حیف و میل کرده‌اند.
گفت: این کارها را هم که قبلی‌ها انجام داده و میلیاردها تومان از اموال دانشگاه را هپل هپو کرده بودند.
گفتم: خب! پس حتما مسئولان جدید اموال دانشگاه را صرف بازی‌های سیاسی کرده‌اند.
گفت: ای عوام! مگر یادت رفته که قبلی‌ها فقط در یک قلم 2 میلیارد تومان پول دانشگاه‌ را برای ایجاد آشوب‌های خیابانی هزینه کرده بودند؟
گفتم: یارو که با دوستانش در حال بازدید از یک نمایشگاه نقاشی بود، جلوی یک تابلو ایستاد و به مدیر نمایشگاه گفت؛ خجالت نمی‌کشید عکس این رانت‌خوارهای سوء استفاده‌چی‌رو اینجا گذاشتین؟ و مدیر نمایشگاه گفت؛ اون تابلو نیست، آئینه است!

آخرین ویرایش: چهارشنبه 27 شهریور 1392 11:24 ب.ظ

 

این پا به اون پا میگه .... .... (=برو گمشو)

یکشنبه 24 شهریور 1392 11:06 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
امروز که صدا و سیما توی اخبار پر بینندۀ شبکه 3 از نویسندۀ هری‌پاتر تعریف کرد و گفت «دمش گرم، عجب نویسندۀ کودکانی، یه فیلمنامه جدید هم داره می‌نویسه، ایول!» یاد برنامه‌های بی‌بینندۀ شبکه خبر و شبکه چهار افتادم که به چه سختی و مشقتی تلاش می کردن بد و بیراه‌ها و فحش هاشون رو به جناب هری‌پاتر و نویسنده و فیلمسازش بچسبونن.

بعضیا علاوه بر اینکه تکلیفشون با خودشون
مشخص نیست، با خودشون درگیری هم دارن... مث دو تا پا، که یکی به اون یکی میگه... ... .(واژه مناسب جایگزین = برو گمشو)


آخرین ویرایش: یکشنبه 24 شهریور 1392 11:18 ب.ظ

 

زهد در نهج‌البلاغه

جمعه 22 شهریور 1392 10:24 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
شهید مطهری:

”زهد“  و ”رغبت“ ( اگر بدون متعلق ذكر شوند ) نقطه مقابل‏ یكدیگرند ، زهد یعنی اعراض و بی‏میلی ، در مقابل رغبت كه عبارت است از كشش و میل .
بی میلی دوگونه است : طبیعی و روحی : بی‏میلی طبیعی آن است كه طبع انسان نسبت به شیئی معین تمایلی نداشته‏ باشد ، آنچنانكه طبع بیمار میل و رغبتی به غذا و میوه و سایر ماكولات یا مشروبات مطبوع ندارد ، بدیهی است كه اینگونه بی‏میلی و اعراض ربطی به‏ زهد به معنی مصطلح ندارد .
بی‏میلی روحی یا عقلی و یا قلبی آن است كه اشیائی كه مورد تمایل و رغبت طبع است از نظر اندیشه و آرزوی انسان كه در جستجوی سعادت و كمال‏ مطلوب است هدف و مقصود نباشد ، هدف و مقصود و نهایت آرزو و كمال‏ مطلوب اموری باشد مافوق مشتهیات نفسانی دنیوی ، خواه آن امور از مشتهیات نفسانی اخروی باشد و یا اساسا از نوع مشتهیات نفسانی نباشد ، بلكه از نوع فضائل اخلاقی باشد یا از نوع معارف معنوی و الهی باشد.
بی رغبتی زاهد بی رغبتی در ناحیه اندیشه و آمال و ایده‏ و آرزو است نه بی رغبتی در ناحیه طبیعت . زهد در دو جمله قرآن خلاصه شده است : ”برای اینكه متاسف نشوید بر آنچه ( از مادیات دنیا ) از شما فوت می‏شود و شاد نگردید بر آنچه خدا به شما می‏دهد“ هر كس بر گذشته اندوه نخورد و برای آینده شادمان نشود بر هر دو جانب زهد دست یافته است.
بدیهی است وقتی كه چیزی كمال مطلوب نبود ، و یا اساسا مطلوب اصلی‏ نبود ، بلكه وسیله بود ، مرغ آرزو در اطرافش پر و بال نمی‏زند و پر نمی‏گشاید و آمدن و رفتنش شادمانی یا اندوه ایجاد نمی‏كند .
رهبانیت ، بریدن‏ از مردم و رو آوردن به عبادت است . بر اساس این اندیشه كه كار دنیا و آخرت از یكدیگر جدا است ، دو نوع كار بیگانه از هم است ، از دو كار یكی را باید انتخاب كرد ، یا باید به عبادت و ریاضت پرداخت تا در آن‏ جهان به كار آید و یا باید متوجه زندگی و معاش بود تا در این جهان به‏ كار آید . این است كه رهبانیت بر ضد زندگی و بر ضد جامعه گرائی است ، مستلزم كناره گیری از خلق و بریدن ازمردم و سلب هر گونه مسؤولیت و تعهد از خود است.
اما زهد اسلامی در عین اینكه مستلزم انتخاب زندگی ساده و بی تكلف است‏ و بر اساس پرهیز از تنعم و تجمل و لذت گرائی است ، در متن زندگی و در بطن روابط اجتماعی قرار دارد و عین جامعه گرائی است ، برای خوب از عهده‏ مسئولیتها بر آمدن است و از مسؤولیتها و تعهدهای اجتماعی سرچشمه می‏گیرد. .


آخرین ویرایش: جمعه 22 شهریور 1392 10:26 ب.ظ

 

عصبانی بودم، نادیده بگیرید.

پنجشنبه 21 شهریور 1392 07:27 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
خیلی تحمل کردم هیچی نذارم... ولی این یکی رو دیگه... هوا هوس نمیذاره آب خوش از گلومون پایین بره.
دوست دارم از شما، ظریف جان (ببخشید، جناب آقای دکتر پرفوسور-|حداقل از ریش|-) بپرسم،
این «ایران» که گفته کی هست!؟ «ایران هیچوقت اون (=هولوکاست) رو تکذیب نکرده»!؟
دوست دارم بپرسم منظورت از «اونی»
که هولوکاست رو تکذیب می کرد رفته اینه که رفته یا اینه که امیدواری که بره! (اهل فن حرفم رو هم نفهمن خودم که می فهمم، بسه!)
جان من این یکی رو بهم بگو! به جز زمان امتحانا کلا ما توی اوقات فراغت بودیم. خوب اوقات فراغت
و فیس بوکش! امتحانا که شروع میشد، فیس بوک تعطیل میشد، هرچی تلاش میکردیم نمیشد بریم اونجا سر بزنیم... مگر به «طعم شیرین قناعت» که خدا روزی رسونه، و ما هم قانع به یه ده نا قابل!! شما چجوری هم اونجا، هم یه جا، یعنی دوجا، پلاسی و وزارت می کنی؟!... اگه می دونستیم ما هم وزیر می شدیم، شاید یه کم سرمون خلوت میشد. تازه پول فیلترشکن هم نمیدادیم.
این اعتدال که که رئیستون میگه و شما هم تکرار می کنید، همینه دیگه... «تا توانی دلی بدست آور، دل شکستن هنر نمی باشد»... خداییش بعضیا
چجور دلشون میاد دل جیگرهایی مث بوووووق و بو......ق و همچنین بو.............ق رو بشکنن. خوب بچگی هاش داستان شنیده که چند میلیون نفر رو کشتن، خوب حالا برای انتقام یه چند ده میلیون آدم رو بکشن، و یه کارایی بکنن و ... مهم نیست. اصل اینه دلشون رو نشکنیم. خوب آخه اونا هم دل دارن، نباید که دلشون  رو شکست.
حرف باز دارم... زیاد دارم... ولی انگار این حرفا دُز حرص‌ام رو کم کرد. آره. همین دو
سه خط و یه فوتوشاپ خالی ام کرد... نه فقط از تو، بقیه هم... فعلا بسه دیگه. حوصله ات رو هم ندارم. من اصلا شما نمیشناسم...



آخرین ویرایش: پنجشنبه 28 شهریور 1392 03:04 ق.ظ

 

تعداد کل صفحات ( 3 ) 1 2 3
 



در این وب

  • قالب وبلاگ