تبلیغات
مَن و... مَنـــ ـ ـ - روز از نو... روزی از کدام نوع!

روز از نو... روزی از کدام نوع!

یکشنبه 26 آبان 1392 10:49 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
وای از روزی که دندون‌درد میگیری، یا روزی که به هر دلیلی مجبوری به دندونپزشک بری... اون روز با خودت عهد می‌بندی که روزی چند بار مسواک می‌زنم و نخ دندون میکشم و سرد و گرم رو با هم نمی خورم و با آب نمک مسواک میزنم و... اون روز برای تمام روزای آیندت برنامه میچینی...
ولی وقتی دوران گذشت، خوشی اومد، یواش یواش یادت میره که تو بودی که میگفتی اگه این درد کوفتی تموم بشه... حتما فلان می کنم و بهمان می کنم... حتی اگه یه روزم حس مسواک نداشتی، با خنده میگی، حالا یه روز رو بیخیال و خوش باش.
آخه چرا اینجوریم، چرا؟
بدتر از این. خدا میگه اگه کافرا رو بعد از مرگ که آرزوی یه لحظه زندگی و کار نیکو کردن توی زندگی میکنن رو برگردونیم به دنیا، بازم کارای قدیمشون رو ادامه میدن... این یعنی چی؟؟؟ خیلی حرفه! مساله مهمیه! مساله خطرناکیه، از کجا معلوم عاقبت ما نباشه؟ مساله ایه که باید پادزهرش دم دست و ورد زبونمون باشه... راهش راحت نیست. میخوام یه چیز رو متذکر بشم، فقط... تنهایی نمیشه. آخ اگه یه لحظه ما رو به حال خودمون رها کنه!!!
خدای مهربون من! تنها نمیتونم، اصن تنها هیچی نیستم... ولی ... ولی همین رو هم به سرعت به باد غفلت میسپارم... خیلی وقتا فکر میکنم کسی هستم... حتی برای اینکه یادم بماند به تو نیازمندم هم از تو یاری می خوام.
وای که چقدر «من»، «هیچ» است و با همین هیچ بودنش چقدر خطرناک... پناه بر تو. لا حول و لا قوه الا بالله... 

آخرین ویرایش: دوشنبه 27 آبان 1392 11:42 ق.ظ

 
سه شنبه 28 آبان 1392 05:41 ب.ظ
سلام...
وبتون باحاله...
خوشحال میشم به منم سر بزنید...
دوشنبه 27 آبان 1392 01:27 ب.ظ
ربط دادن دندون پزشکی به این قضه ی بازگشت به دنیا و انجام دوباره ی گناهان خیلی جالب بود؛
آورین بر شما :))
خندانک تنها
چشتون جالب میبینه...
مِلسی. :)))
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

 



در این وب

  • قالب وبلاگ