بقیع تو آباد میشه...

جمعه 17 آبان 1392 11:05 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
بچه‌ای کوچک! چه رشادتی، چه شجاعتی... حتما به پدرش رفته بود... حتما به پدربزرگش رفته بود... عبدالله بن حسن بن علی بن ابی طالب رجز می‌خواند... بدون زره رجز می‌خواند... بدون شمشیر رجز می‌خواند... -نمی‌دانم- حتــــما رجز می‌خواند: من فرزند علی‌ام، من فرزند حسن‌ام...  تا من هستم، عمو بی‌سپاه نیست! ... ... سپر شد برای عمو... شمشیر فــــرود آمد... مــــــ ــــــــــــن فرزند فاطــــــــــــمه‌ام... ... ...
برادر بزرگ همیشه هوای برادر کوچکترش رو داره، عبدالله فرزند همان برادر بزرگ رشید بود... یا امام حسن... یا امام حسن... یه روز بــــرات حـــــ ـــــرم می‌ســـازیم... یه روز برات حرم می‌سازیم... چه روز باشکوهی بشه اون روز... العجل العجل العجل یا صاحب الزمان...

آخرین ویرایش: شنبه 18 آبان 1392 11:39 ب.ظ

 

 



در این وب

  • قالب وبلاگ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic