تبلیغات
مَن و... مَنـــ ـ ـ - باز هم محرم...

باز هم محرم...

سه شنبه 14 آبان 1392 10:37 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
بین روضه‌ها، روضۀ حُر برام یه رنگ و بوی دیگه داره... کسی که جنایت کرد، چقدر تحویل گرفته شد... هه... جالبه، نه؟... عجیبه، نه؟... اونم توسط کسی که ظلم اصلی به اون شده بود... معادله‌اش غیرقابل حله، نه؟... امام مشتاق بازگشت اونه! بازگشتش از اعماق جهنم... «اشتیاق»! فدای تو بشم، انگار تو بیشتر از حر مشتاق بازگشتش بودی... فدای تو بشم، بالای سرش رفتی... فدای تو بشم، تا جا داشت تحویلش گرفتی... فدای تو، پدرم، مادرم، وجودم، و هرچه که شاید داشته باشم...
مولای من... میشه تاریخ تکرار بشه؟ تکرار که شده،،، خیلی... برای خودم... زیاد... میشه یه بار دیگه تکرار بشه؟ مولای من... من کسیم که فرات معرفت رو به روی خودم بستم... مولای من... سیرابم میکنی؟ قبولم میکنی؟ مولای من، من کسیم که تا تونستم به خودم خنجر زدم... جنایت کردم... ترمیمم میکنی؟ تحویلم میگیری؟... اصلا مشتاق بازگشتم هستی؟
صد البته که از من، شما به عاقبت بخیری من مشتاق ترید...
روضۀ حر رو که میشنوم، با خودم میگم مگه تو چیت از حر کمتره، که فکر می کنی نمیتونی بین 313 یار، جایی داشته باشی... آره... اگه خودتو تنها میبینی، آره... ولی اگه اون طرف ماجرا رو درست نگاه کنی... کرامت میبینی، رحمت میبینی، اوج زیباترین صفات انسانی رو میبینی... پس نترس و فقط چشم به کرامت‌شون داشته باش... با کریمـــ ــان کارها دشـــ ـــوار نیســـ ــت. حقیقتا دشوار نیست...
مولای من... محرم آمد... چیزی ندارم جز کمی «ادب»... همین... ادب حر نسبت به مادرتون (س) اون رو به اونجا رسوند... کافیه آقا؟ آره که کافیه... می‌دونم، «اگر تو را رها کنم مرا رها نمیکنی...» (خدایا شکرت)... تمام شما کشتی نجاتید، خودتان گفتید، لیکن کشتی اباعبدالله (ع) وسیع‌تر و در تلاطم امواج سریع‌تر است... مولای من محرم آمد... خودت مرا دریاب...
* قال الرضا علیه ‏السلام: کلنا سفینة النجاة، و لکن سفینة الحسین اوسع، و فی لج البحر اسرع *

آخرین ویرایش: پنجشنبه 16 آبان 1392 06:23 ب.ظ

 
یکشنبه 19 آبان 1392 05:52 ب.ظ
مولای من ...میشه قبولم کنی؟؟!!.........................
این پست روضه ای بود برا خودش...... ارتباط دلی داشت بسیار......
خندانک تنها
ما رو هم دعا کنید...
جمعه 17 آبان 1392 09:38 ب.ظ
اومدم شصت موافق رو بزنم شد مخالف
+++
خندانک تنها

مهم نیستن!
جمعه 17 آبان 1392 09:36 ب.ظ
سلام علیکم
اینجا یه حس خیلی خاصی داشت!
از این به بعد سرخواهم زد!

خداقوت
یاعلی(صلوات برای فرج)
خندانک تنها
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
سلام علیکم
ممنونم از حضورتون.
جمعه 17 آبان 1392 04:13 ب.ظ
سلام
یه جمله خیلی قشنگ رو چند بار تکرار کرده بودید
فدای تو بشم. . .
و چه زیباست که غلامی به پای اربابش جان بدهد
و چه اربابی است حسین. . .

التماس دعا
یازهرا. . .
خندانک تنها

امیری حسین و نعم الامیر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

 



در این وب

  • قالب وبلاگ