تبلیغات
مَن و... مَنـــ ـ ـ - بت می‌سازیم و نمی‌پذیریم

بت می‌سازیم و نمی‌پذیریم

پنجشنبه 17 مرداد 1392 05:39 ق.ظنویسنده : خندانک تنها

 
سخنرانی حاج آقا قرائتی رو میدیدم. سمت خدا. چقدر قشنگ حرف می زنه. از این گفت که دین نزد ما از «من» ها پایین تره... می گفت این رفتارا چی‌اش از بت پرستی کمتره؟! اونا بت میساختن با دست خودشون و مقدس می دونستنش. ما چیزایی به اسم دین میسازیم و حرام و حلال می کنیم... می گفت یه بار گفتم که حضرت علی (ع) کباب خورد، اینقدر حرف زدن! آخه با اسلام مشکل داره؟! میگفت چیزایی رو که خودمون دوست داریم دین می دونیم. نه چیزایی که واقعا دینه. می گفت من تلویزیون رنگی گرفتم، گفتن: آقای قرائتی!!! آخه گناهه؟ یخچال رو قبلا اسراف پس حرام می دونستن، یه مدت گذشت مباح شد ،یه مدت گذشت مستحب شد. الآن از هر دختری بپرسی ، می گه از اوجب واجباته.
می گفت میان هزار جا نذر
و نیاز می کنن که بچه اشون ازدواج کنه، ولی یه ذره از عقاید مزخرف و سخت گیری ها کوتاه نمی آن. آخه اینکه مثلا طرف کل خیابون رو می گرده تا گل سِت با سرویسش پیدا کنه چیه!؟ خودمون بد و خوب تعریف می کنیم، بعدش توش گیر می کنیم. حاضرم نیستیم بی خیال اونا بشیم. این همون بت نیست؟؟


آخرین ویرایش: جمعه 18 مرداد 1392 01:21 ق.ظ

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

 



در این وب

  • قالب وبلاگ