تبلیغات
مَن و... مَنـــ ـ ـ

اندوهگین نباش

یکشنبه 20 مرداد 1392 08:28 ق.ظنویسنده : خندانک تنها

 

با تو ام ... گوش کن ...
برادرم، خواهرم... هر که هستی ... هر کجا هستی... شیعه‌ای یا سنی... مسلمانان برادرند...
مسلمان‌نام‌هایی که بدتر از بدترین مخلوقات خدایند، بخاطر ماندن شما پای حق مجازاتتان می کنند... آنها شیعه و سنی نمیشناسند، مشکلشان حق است، حق را تاب نمی آورند... آری، با شما هستم...  اندوهگین نباش. خداوند وعده داده... عاقبت از آن ماست... قوی باش، خدا فرموده:
لاتهنوا و لاتحزنوا،،، انتم الاعلون ان کنتم مومنین...
دوست دارم فرمودۀ امام را برایت فریاد بزنم ...
«بُکُشید ما را ... ملت ما بیدار تر میشود»
عاقبت ما پیروزیم.
انشالله



آخرین ویرایش: یکشنبه 3 شهریور 1392 10:14 ق.ظ

 

خادمین ناامن حرم امن خدا

شنبه 19 مرداد 1392 05:17 ق.ظنویسنده : خندانک تنها

 

دیروز برنامه راز رو میدیدم. غصه ها رو می گفت. که معماری اطراف کعبه رو مثل شهرای اروپایی کردن. اصلا زمان طواف خیلی سخته مبهوت این معماری گَند و چشم‌پُرکُن نشیم.
دومین برج مرتفع دنیا و بزرگترین ساعت دنیا چسبیده به کعبه درست کردن! آخع مکه هیچ جای دیگه ای نداره؟!
ما مسلمونا صدامون در نیومد. آخه اگه صدات در نیاد که می گن، حله، نگران نباش. تو باغ نیستن. دیدیم. صدامون در نیومد. گفتن تو باغ نیستیم. ولی باورمون نشد. نه، تو باغ نیستیم. حالا که کارشون رو کردن، حالا می خوای چیزی بگی؟!
حرفی که نشنیده بودم این بود: طالب‌زاده میگفت قبل از حج خونین حاجی ها مریض نمی شدن. ولی الآن همه بلا استثنا با درجه های کم و زیاد توی تمتع حتما مریض میشن؟؟؟ این یعنی چی؟؟ جای فکر داره.
مهمونشون می گفت: حالا توی دنیایی که به سمت کوتاه سازی میرن، برجی به اون عظمت ساخته شده... یه خطر، حرم امن خدا رو چی کار میتونه بکنه...؟! اگه خدای نکرده به هر دلیلی برج فروبریزه،،، به جای روز خونین سال خونین در حرم امن خدا خواهد بود....
حالا هی مردم برن پولشون رو توی دهن این وهابی های چشم سفید بریزن، که چی: خیلی حال میده، بار های قبل که رفتم مکه مدینه خیلی حال داد...
به قول حاجی پناهیان تو به فکر هوسرانی خودتی نه خدا.
تاکی خدا از سکوتمون میگذره، خدا می دونه!
اللهم عجل لولیک الفرج

آخرین ویرایش: شنبه 19 مرداد 1392 09:42 ب.ظ

 

فقط عاشقان عیدتان مبارکباد

جمعه 18 مرداد 1392 05:09 ق.ظنویسنده : خندانک تنها

 


رمضان رفت. تمام شد.
مادرم امشب زیاد آب می خورد. گفت عجب. چجوری تحمل می کردیم. چند بار این ماجرا تکرار شد تا بالاخره منِ کم‌فهم موضوع رو که ماه و خورشید و فلک در گوشم فریاد میزد رو گرفتم.
امنیت، سلامت و خیلی از انواع نعمتهایی که به اسم میشناسیم، یه ویژگی عجیب دارن. اینکه تا وقتی از دستشون ندی، یاد ارزشش نمی افتی. اینکه گفتم به اسم میشناسیم برای همین بود: تا وقتی توی ناامنی نباشیم، معنی امنیت رو نمی فهمیم، می دونیم نعمت ان، ولی نمیفهمیم چقدر ارزش دارن.
رمضان هم انگار از همین نعمت هاست. از اصل اصل همین ها... چقدر راحت تحمل می کردیم. تحمل تشنگی، گرسنگی، تحمل انجام خوبی هایی که شاید زمان های دیگه برامون سخت بود، تحمل شوک توبه از یه عادت، تحمل کنترل نفس و تحمل خیلی از چیز های دیگه. حالا که رمضون رفته، انگار می بینم که تا چند دیقه پیش شیطان توی بند بود... انگار می بینم که تا چند دیقه پیش، من یه سوپرمن بودم. حالا می بینم. حالا که کار از کار گذشته می بینم. حالا که دیگه به دردم نمی خوره می بینم. وای به حال من... این چه وقت فهمیدنه... بعضیا اینقدر دیر می فهمن که فهمونده شدنشون، شاید یه عذاب زمینیه که خدا برای لطف به اونا بهشون وارد می کنه.
خدایا. به این شب عید قَسَمت میدم که نعمت هات رو ببینم. اون ها رو بفهمم. شکر کنم. که خودت گِله کردی توی قرآن که «شکر کنندگان خیلی خیلی کم‌اند». که تو بهترین بهترینانی...
البته نگران نیستم... با کریمان کار ها دشوار نیست.... خدایا... شکرت..

آخرین ویرایش: جمعه 18 مرداد 1392 08:04 ب.ظ

 

بت می‌سازیم و نمی‌پذیریم

پنجشنبه 17 مرداد 1392 05:39 ق.ظنویسنده : خندانک تنها

 
سخنرانی حاج آقا قرائتی رو میدیدم. سمت خدا. چقدر قشنگ حرف می زنه. از این گفت که دین نزد ما از «من» ها پایین تره... می گفت این رفتارا چی‌اش از بت پرستی کمتره؟! اونا بت میساختن با دست خودشون و مقدس می دونستنش. ما چیزایی به اسم دین میسازیم و حرام و حلال می کنیم... می گفت یه بار گفتم که حضرت علی (ع) کباب خورد، اینقدر حرف زدن! آخه با اسلام مشکل داره؟! میگفت چیزایی رو که خودمون دوست داریم دین می دونیم. نه چیزایی که واقعا دینه. می گفت من تلویزیون رنگی گرفتم، گفتن: آقای قرائتی!!! آخه گناهه؟ یخچال رو قبلا اسراف پس حرام می دونستن، یه مدت گذشت مباح شد ،یه مدت گذشت مستحب شد. الآن از هر دختری بپرسی ، می گه از اوجب واجباته.
می گفت میان هزار جا نذر
و نیاز می کنن که بچه اشون ازدواج کنه، ولی یه ذره از عقاید مزخرف و سخت گیری ها کوتاه نمی آن. آخه اینکه مثلا طرف کل خیابون رو می گرده تا گل سِت با سرویسش پیدا کنه چیه!؟ خودمون بد و خوب تعریف می کنیم، بعدش توش گیر می کنیم. حاضرم نیستیم بی خیال اونا بشیم. این همون بت نیست؟؟


آخرین ویرایش: جمعه 18 مرداد 1392 01:21 ق.ظ

 

کدوم تکریم؟ کدوم تحریم؟

دوشنبه 14 مرداد 1392 02:38 ق.ظنویسنده : خندانک تنها

 
دو حرف متفاوت و جالب از دو طرز تفکر:
روحانی‬: اگر پاسخ مناسب می خواهید، نه با زبان ‏تحریم‬ که با زبان تکریم با ‏ایران‬ سخن بگویید.
احمدی نژاد: انقدر قطعنامه بدید که قطعنامه دونتون پاره شه!



ولی هر کاری که می کنم، با اولی اصلا حال نمی کنم.
اصلا هرچی بهش نگاه می کنم، نمیتونم باهاش ارتباط برقرار کنم.

این موضوع رو دقت کنین، شاید حس من بهتون منتقل بشه.
معادلات دیپلماسی اغلب بر اساس نفع و ضرره!  نه کمتر و نه بیشتر. هر چند معیار نفع و ضرر، بودن تفاوت داره. کلا روابط انسان ها همینه.
دقت کنین. یه سوال: واقعا از ته دلتون به خودتون بگید:
اگه کمک کردن، به هر نحو و به هر کس، بدون اجر و مزد(=سود مشخص) ، برای شما لذت نداشت، در اون دنیا ثواب نداشت، یا این کار روحیه تون رو بهبود نمیداد یا هر سود اینچنینی، نبود، کمک می کردید؟؟
من وقتی فکر می کنم، به این نتیجه میرسم که همۀ کارهای ما هم بر همین اصله. البته این رو هم در نظر باید گرفت، نوع معیاره که سود یا ضرر بودن را تعیین کند.
این موضوع حتی توی اعمال انسان، یعنی روابط انسان با خودش صادقه! مثلا همون کسی که قوۀ شهوت به اون غلبه کرده، اون رو در اون زمان بهتر (=غیر ضرر = سود) میدونه، ولی چند ساعت بعدش شاید بگه: ظلمت نفسی. این کارم با معیاری که حقه، بد بود. ضرر بود. پس به خودم ظلم کردم که اون کار رو انجام دادم. هر چند در زمان ظلم، این فکر رو اصلا باور نداشته!
اگه موضوع جا نیفتاده، با دقت دوباره متن بالا رو بخون.

اغلب معیار های دیپلمات های دنیا، نفع و ضرر دنیویه ...آخرت و حتی اخلاق هم نقشی ندارن...
مثلا، با ایران بودن برای چین روسیه سود داره، پس ظاهرا حمایت می کنن. واگرنه از روی علاقه، یا اخلاق یا حق و باطل... این رفتار ها ازشون سر نمی زنه! مطمئنم اونا حکومن طاغوت رو دارن دوش میکشن. پس فقط تا جایی که دنیاشون ضرر نکنه پای ایران هستن.

ولی حکومت جمهوری اسلامی، عقیده ای غیر از منافع صرف مادی رو معیار قرار داده. واضح ترین موضوع اینه که اگه ایران دست از سر  اسرائیل برداره، دنیا اش خیلی بهتر میشه. ولی معیار هایی داره که این اجازه رو به اون نمیده. یا به عبارت بهتر: سود معنوی تکذیب اسرائبل نسبت به ضرر مادی اون، در معیار انقلاب اسلامی خیلی بزرگتره. پس ایران هم به سودش فکر میکنه...

حالا تصور کنید در دنیایی که همه به سود مادی شون فکر می کنن حرف از تکریم بزنیم. آره. مثال خوبیه این: اگه غذایی دستته و یه گربه گرسنه نزدیکت باشه، تا وقتی که غذات تموم نشه و یا گرسنگی گربه برطرف نشه، آروم نمیشینه. چرا آروم بشه؟! آقا هم این نکته رو زیاد گفته که تمثیل بعضی ها مثل گرگ گرسنۀ سیری ناپذیره... تا آخرش مثل دومینو دنبالت میاد. آقا میگن که معادلات دنیا اینه.
پس تصور کن، گرگای گرسنۀ طاغوت، کِی حرف از تکریم میزنن؟ کِی میگن دمت گرم؟ کِی میگن آفرین به تو؟... وقتی که درحال سود دهی به اونا باشی یا اینکه خیالش راحت شده باشه، که دیگه چیزی برای دادن به اون نداری. کرامت خواستن از طاغوت حرف عجیبیه.

آخه چرا امریکا (با این سابقه) باید با تکریم جلو بیاد؟ چرا باید تحریم هاشو حذف کنه؟ وقتی ببینه ما مشتاق لبخند اوناییم. چرا باید به ما احترام کنه و حرف ما رو گوش کنه، وقتی ما رو تشنه به تکریم بدونه؟ چرا باید دل ما رو بدست بیاره، وقتی سود کمی براش داره؟ مگر اینکه ایران برای ارضای طمع و حرص پایان‌ناپذیرش چراغ روشن نشون بده! مگر اینکه ببینه حرفش رو گوش میکنیم. مگر ببینه به دیدۀ چشم‌پوشی و «ندیدم و نفهمیدم که این کار رو کرد» به اونها احترام کنیم.

برای همین میگم، نمی تونم با این حرف ارتباط برقرار کنم.




آخرین ویرایش: سه شنبه 22 مرداد 1392 08:49 ق.ظ

 

تکۀ گم شدۀ تفکر

یکشنبه 13 مرداد 1392 08:35 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
یه بار با یکی بحث می کردم، میگفت که زیارت عاشورا مال معصوم نیست. آخه لعن «آل» رو امامای ما انجام میدن... جوابی نداشتم. ولی حرفشم قبول نداشتم. امروز یه موضوعی به ذهنم رسید. تفکر به چند شکل هست، در اون زمان بحث این بود که
«کلام باید با عقل جور در بیاد»
امروز چیز دیگری هم به آن اضافه می کنم:
«عقل باید با کلامی که مطمئنا از معصوم است، جور دربیاید».
برو فکرت درست کن.


آخرین ویرایش: یکشنبه 13 مرداد 1392 10:22 ب.ظ

 

انگار یه خبراییه!

یکشنبه 13 مرداد 1392 05:58 ق.ظنویسنده : خندانک تنها

 
اخبار:
مرکز زلزله ۴.۵ ریشتری در مختصات جغرافیایی ۳۴.۸۴ شمالی و ۵۳.۲۹ شرقی، 69 کیلومتری سرخه، زادگاه حسن روحانی، 82 کیلومتری سمنان، 85 کیلومتری آرادان، زادگاه محمود احمدی نژاد و 195 کیلومتری تهران ثبت شد. این زمین لرزه ۱۲ کیلومتر عمق داشته است. 


حالا این کی رخ داده. همون زمانی که مراسم حکم تنفیذ دکتر حسن روحانی، در جریان بود!
نکنه سمنان داره یه چیزایی میگه!؟!؟ زمین به خودش لرزید! آخی...



آخرین ویرایش: سه شنبه 22 مرداد 1392 08:48 ق.ظ

 

آیت الله قرهی - ماجرای طلحه

شنبه 12 مرداد 1392 05:46 ب.ظنویسنده : خندانک تنها

 
یک نکته‌ای خیلی عجیب به نقل از آیت الله العظمی بهاءالدّینی بگویم. ایشان فرمودند: طلحة الخیر اگر مقامش را قبل از خراب کردن و دچار منیت شدن می‌دید، گرفتار نمی‌شد. طلحة الخیر کسی بود که باید بگویم کمتر از مقام انبیاء مکرم برای او نمی‌بود. منتهای امر چه شد؟ یک لحظه «من». زبیر، سیف الاسلام بود امّا یک لحظه «من» گفت و در مقابل حجّت خدا ایستاد. همین «من» انسان را بیچاره کرده است.
خلاصه کلام اخلاق این است: انسان از این منیّت بیرون بیاید و به خدا متّصل شود و دیگر خود نبیند و هرچه می‌بیند خدا ببیند، خدا . این نکته بسیار مهمی است.


آخرین ویرایش: جمعه 11 مرداد 1392 07:25 ب.ظ

 

تعداد کل صفحات ( 12 ) ... 5 6 7 8 9 10 11 ...
 



در این وب

  • قالب وبلاگ